tv3 irib
آرشیو برنامه ها
Up

مهد کودک

مهد کودک- بخش 1

مهد کودک- بخش 2

مهد کودک- بخش 3

مهد كودك

-"موافقي بچه را بفرستي مهد كودك؟"
-" نه تصور نميكنم زياد خوب باشد"
-" نه خوب... بچه ميرود و چيزهاي خوب ياد ميگيرد نقاشي، سرود، دوست پيدا كردن و اجتماعي شدن..."
-" هزینه اش چقدرهست؟ شده من خودم ميروم سركار آدم بايد هر چيزي كه دارد براي بچه خرج كند."
-" ميگویند که بچه در مهد كودك مريض ميشود"
-" نه بابا دختر همسايه كناري انگليسي صحبت ميكند خوب بچه ی ما هم برود و انگليسي ياد بگيرد."

اگر اين جنس مكالمه شماست با همسرتان و اگر اين تجربه را قبلاً داشتهايد اين گره به شما اختصاص دارد. البته اين هشدار را به شما بدهم كه اين برنامه براي كساني است كه ميخواهند متفاوت فكر و عمل كنند اگر نميخواهيد متفاوت فكر كنيد و متفاوت عمل كنيد اين برنامه براي شما نيست؛ برويد بازيهاي كامپيوتري در برج ميلاد اجرا ميشود. آنجا ميتوانيد كلي بازيهاي كامپيوتري بومي پيدا كنيد. اگر نه با گره باشيد ميخواهيم با هم حماسه خلق كنيم.

دکتر مجید صفارنيا روانشناس : " اگر هر مهدكودك هر سه ماه يك مربي داشته باشد اين بچه نميتواند نسبت به آن مادريار سبك دلبستگي ايمني را دنبال كند زيرا اين بچهاي كه سبك دلبستگي نا ايمني داشته باشد تا بزرگسالي درهراس است يعني هميشه از اين كه كسي را از دست بدهد در هراس است و دائماً نگران از دست دادن خانواده است و اين پديده بسيار در ازدواجها اثرگذار است."
میلاد دخانچي:" اما اگر مهدهاي كودك تا اين حد بد هستند چرا به وجود آمدند دكتر لطيفي استاد امام صادق روي اين مسئله تحقيقاتي انجام داده بود كه با ما در ميان گذاشت. "

میثم لطيفي كارشناس مسائل تربيتي :" مهدهاي كودك از دوره انقلاب صنعتي بوجود آمد. در اين دوره ما مواجه با ايجاد كارخانهها در كشورهاي غربي هستيم كه اين كارخانهها نيازمند نيروي انساني است و نيروي انساني با محدوديت مواجه است مجبور هستند از نيروهايي كه تاكنون دركارخانهها كار نميكردند را وارد اين عرصه كنند عمده اين افراد زنان هستند كه حاضر به كاركردن با هزينهاي بسيار پايينتر هستند اعتراضات كارگري در آنها كمتر و ظلمهايي كه به آنها روا ميشد را ميپذيرند لذا اينها تصميم به ورود آنها به اين عرصه ميكنند و با محدوديت فرزندان آنها مواجه بودند و براي نگهداري كودكان نياز به مهدكودك داريم لذا اولين مهدكودكها در انگلستان و اسكاتلند و در كناركارخانهها شكل گرفت كشورهاي ديگر اين مسئله را به عنوان الگو پذيرفتند و ما دركشورمان با آن مواجه هستيم."
میلاد دخانچي:" اما الان كه انقلاب صنعتي نيست و اينجا ايران است و مهد كودكها بايد باشند تا كمك كند خانمها استعدادهاشان را در خدمت جامعه قرار بدهند اينكه قرار نيست زنها ابزار باشند خود مردم هم ميگفتند كه چرا از زنها در بيشتر مشاغل بهرهبرداري ميشود."

دكتر صفار نيا از تناقص سود و اهداف تربيتي براي ما ميگويد : در دانشگاهها ليسانس ميگيريم؛ ليسانس آموزش ابتدايي بيايد ببينيد در چند مهدكودك ما از اين كارشناسها استفاده كردهايم طبيعتاً مربي مهدكودك اگر ليسانس داشته باشد و دورهها و تجربيات را گذرانده باشد قطعاً ممكن است پولي را تقاضا كند كه مدير مهدكودك قادر به پرداخت آن نيست.
بچه بايد روي اصول خاصي پرورش پيدا كند مثلاً در صبحانه كلسيم، پتاسيم، منيزيم و مواد غذايي كه اين بچه ميگيرد در رشد فيزيك، رواني، جسمي و شناختي او بسيار مهم است خوب آيا اين مهدكودك يك كارشناس تغذيه دارد و اگر دستور به حضور كارشناستغذیه ميدهد من مهدكودكدار به خاطر حفظ سود فردي خودم سعي به رعايت اين اصول ميكنم و طبق صحبتهاي كارشناس تغذيه برنامه غذايي كودك را ميبندم.
مهدكودكها امروز مركز سرايت انواع بيمارهاي هستند نه اينكه در مقطع ابتدايي ما اينگونه نيست نه ما در مدارس هم زماني كه يك نفر سرما ميخورد همه دچار سرماخوردگي ميشوند همين اتفاق هم در مهدكودك ما ميافتد."

میلاد دخانچي: "در خدمت خانم فروغ نيلچيزاده كارشناس مسائل تربيتي هستيم اين مستند نكات مثبت مهدهايكودك را سانسور ميكند و نميگويد مهدهاي كودك باعث اجتماعي شدن نميشود آيا شما قبول داريد اين مستند يك مستند بيطرفانه در پرداختن به مهدكودك نيست. "

فروغ نيلچيزاده: "اين مطالبي كه شما گفتيد كاملاً درست است يعني مهدهايكودك قطعاً دركنار معايب بزرگي كه دارند كه برخي مربوط به عدم نظارت و استاندارد است فوايدي هم دارد. اگر ما به فوايد بپردازيم بعد اشكالات آن را بگوييم اين خيلي منصفانهتر خواهد بود در حقيقت مهدهايكودك به بچههاي گوشهگير و درونگرا كمك ميكند در جمع بچهها دوست پيدا كنند به آنها كمك ميكند تحرك داشته باشند و خود راپيدا كنند گرچه بعضيها مضرات را جزء فوايد ميدانند مثلاً زماني كه به به يك زبان خارجي قبل از سن دبستان آشنا شود اين را همه زبان شناسها قائل هستند كه ضرري بزرگي به بچه خواهد زد و ذهن او را دچار چند پارگي هويتي ميكند يا تلقي برخيها كه بچه سه سالهها بجاي بازي به كلاسهاي يوگا ميرود و پدر و مادرها به اين مسائل افتخار ميكنند بچههايشان در مهدهايكودك تخصصيتر با ويژگيهاي خاص كه كمتر به نيازهاي بچهها ميپردازد آموزش ميبينند اما ضررهاي جدي مهدهايكودك را نميبينند اينجا اين سئوال مطرح است مهدكودك يك نياز است يا يك مد است."

میلاد دخانچي:"آيا مهدهايكودك يك نياز است يا مد؟"

فروغ نیلچی زاده:"براي كساني كه فكر ميكنند كار كردن مادر يك نياز است نياز ثانوي تلقي شده است مادري كه تربيت اصلي او تربيت فرزند است و نشاط و شادابي او در گرو بازي با كودكي است كه با يك دنيا معصوميت و خواستن براي محبت فاصله بگيرد و خود را در فضاي جدي كار قرار دهد در حقيقت بايد ديد اين مادر به عنوان يك ضرورت اقتصادي به كار نياز دارد آيا راهكاري براي در كنار بچه ماندن و تأمين مالي كردن ندارد. امروز مشاغل دوستدار خانواده را داريم كه شغلهايي براي زنان و پدراني كه بچه آنها تك والد هستند به گونهاي باشد كه در كنار فرزندنش قرار بگيرد."

میلاد دخانچی:" اگر يك زوج جوان در معرض تصميمگيري براي فرستادن كودك به مهدكودك قرار داشته باشند و اضطرار شغلي هم ندارند آيا بچه بايد مهدكودك برود يا نه؟"

فروغ نیلچی زاده:"بر اساس مستندات علمي و فرهنگي كه وجود دارد نشان ميدهد بچهها آسيبهاي جدي را خواهند ديد البته درصد آسيبها متفاوت است مهمترين ويژگي سن كودكي بچهها وابستگي عاطفي است و بچه نياز به نگاه نوازشهاي كلامي، حسي مادر و پدر تأمين شود زماني كه مادر از منزل بيرون ميرود بچه حتي كنار مادر بزرگ و خاله احساس نا آرامي ميكند تا اينكه عادت كند و بتواند ياد بگيرد و زماني كه بچه از لحاظ عاطفي دچار مشكل ميشود در بزرگسالي ما نميتوانيم در روابط اجتماعي و خانوادگي يك ثبات عاطفي ويژه داشته باشد.
امي هريس و توماس هريس زوج جوان آمريكايي هستند اين دو روانشناس در كتاب معروفشان ماندن در وضعيت آخر ميگويند براي تربيت كودك دست كم شش سال وقت لازم است و تأكيد دارند حتماً يكي از دو والد بايد در كنار كودك باشند زيرا بچههايي كه داراي تعامل اجتماعي بالايي هستند در برابر فشارهاي زيادي قرار ميگيرند وبچههايي كه اين تعامل را ندارند پرخاشگر، ناهنجاريهاي رفتاري، جنگ و دعوا بيرحمي و رفتارهاي نامناسب جزء لاينفك رفتارهاي اين كودك است."
میلاد دخانچي: "به همان ميزان كه روانشناسان از بد بودن مهدهايكودك ميگوييم روانشناسان متفاوتي در غرب ايالات متحده آمريكا و حتي كشور خودمان از نقاط قوت مهدهايكودك ميگوييم و نميتوان به يك روانشناس غربي ارجاء داد كه مهدهايكودك بچههاي ما را دچار آسيب ميكند به همان اندازه هم مستنداتي وجود دارد كه بر عكس اين را اثبات ميكند و من هنوز روي سئوال اوليه خودم ايستادهام بايد بچه را مهدكودك فرستاد يا نه؟"
فروغ نیلچی زاده:"روانشناساني كه اعلام ميكنند بچهها به مهدهايكودك بروند شناخته شده نيستند چون اكثر روانشناسان معتقدند هرگاه كانون خانواده دچار اضطرابهاي ويژه باشد و بچه در معرض آسيب باشد چرا بچه را بايد به يك جا سپرد كه آن بيشتر پرورشگاه است نه مهدكودك آن روانشناساني كه ميگويند بچه را جايي بسپاريم به اين موضوع نگاه ميكنند كه بچه در خانواده آسيبهايي اساسي بوجو ميآورد بعني مهدكودكهاي پاره وقت در محيطهاي آسيب زده و اين بحثي است كه امروز بهزيستي كشور ما هم به آن ميپردازد اما اين يك نوع خاص از مهدهايكودك است كه روانشناسان شرقي و غربي به اين توافق نسبي ميرسند كه اين مهدكودك از خانوادهاي كه براي كودك ايجاد آسيب كرده بهتر باشد ولي خود مهدكودك ايجاد آسيبهاي اساسي ميكند."
میلاد دخانچي: "خود شما در مقام يك كارشناس تربيتي به مراجعيت خود چه پاسخي ميدهيد؟"
فروغ نیلچی زاده:"مهدكودك را از اولويتهاي اول تا سوم قرار ندهيد به خاطر اينكه بچه نياز ويژه به والدين دارد چون طبق نظر دانشمندان هفتاد و پنج درصد از دانايي كودك در شش سال اول رخ ميدهد شما اين را به مجموعهاي ميسپاريد كه حتي از نظارت و استانداردها در آن باشد اما دلبستگي مربي به بچه به اندازه دلبستگي مادر به بچه هست آيا به اندازهاي كه مادر به بچه توجه ميكند مربي ميتواند توجه كند معمولاًميگويند نسبت علمي بايد يك به سه باشد."

میلاد دخانچي: " يك اصطلاح قديمي ميگه بايد محيطي باشد كه بچهها در آن اجتماعي شوند. در گذشته خانوادهها بزرگتر بودند و بچهها با هم بزرگ ميشدند با يك خانواده در كنار يك خانواده بزرگ ديگر بود كه بچهها ميآمدند با هم آميخته ميشدند و نيازهاي اجتماعي آنها بر طرف ميشد و در زندگي آپارتمان نشيني و امروزي ما دو الي سه نفر بودن از الزامات آن است انتخاب مهدهايكودك به نظر ميرسد انتخابي منطقي باشد."
فروغ نيلچيزاده" :شما اشاره كرديد قبلاً خانوادهها گسترده بوده است و تعامل اجتماعي بيشتر بوده است اگر اين را قبول داريد چرا نميپذيرند كه وقتي در مجتمعها زندگي ميكنيم خيلي به هم نزديك هستيم و گاهي صداي اين آپارتمان وارد آپارتمان ديگر ميشود اما حاضر به تعامل نيستيم جايگزين خوب محلهاي وجود دارد مادري كه با خلاقيتهاي خود بچه را با بچههاي همسن خودش در مجاورت استفاده ميكند يكي از آسيبهاي مهدكودك اين است كه بچهها در سني مهدكودك ميروند كه هنوز رشد عقلانيت لازم را ندارند پس اگر چه از جهت جسمي و عاطفي دچار آسيب شوند حتي قادر به در جريان گذاشتن والدين نيست و اگر مربي با بچه برخورد خشن كند اين بچه با توجه به ظرفيت كمي كه دارد آسيب ببيند بچه دچار تب، دردهاي ناشناخته، شب اداري، اضطراب و استرس ميشود و ما دائم به دنبال دوا براي درمان او هستيم ولي نميدانيم در مهدكودك مربي با بچه برخورد كرده است و يا به بچههاي ديگر توجه كرده است. اين كه ميگوييم به صورت محلهاي قابليت تعامل وجود دارد ميخواهيم بگوييم نظارت و حضور مادر را حذف نكنيم شما فرموديد خانواده گسترده است و ما ميخواهيم چه كار كنيم من ميگم مادر+ كودك برابر است با اجتماعي شدن شما چرا تصور ميكنيد با حذف مادر بچه اجتماعيتر ميشود اين يك خطاي بزرگ است كه مهدكودك بوجود ميآورد. مهدكودكها يك پيش فرض نادرست دارند كه جرعت به جدي گفتن آنرا ندارد كه مادر را حذف كنيد تا بچهها را اجتماعي كنم بچه بدون مادر در حقيقت عضو جامعهاي است بودن خانواده بخاطر همين تعلقات عاطفي او بسيار اندك است و دچار يك نوع ناهنجاري عاطفي شديدتري ميشود. ببينيد بسياري از نابغهها هرگز مهدكودك نرفتهاند و قطعاً بچههايي كه مهدكودك ميروند لزوماً بچههاي موفقي نخواهند شد آن جايگاه حقيقي كه كودك نسبت به مادر و نياز به ايجاد احساس عاطف عميق دارد ايجاد نميشود و بچههاي كه در سن دو الي سه سالگي هستند و خدواند فرزند ديگري به مادر ميدهد نوع تعامل بچه با فرزند ديگر را در نظر بگيريد.
میلاد دخانچی :" با افزايش عاطفه مادر بچه به امنيت ميرسد اما در مورد مربي مهد چي نه؟"

فروغ نیلچی زاده :"ما براي اينكه بچهها اجتماعي شوند بايد با حضور يكي از دو والد درحضور اجتماعي قرار بگيرد يعني اين بچه با مادر براي خريد بيرون رود، مادر پارك، مسجد، ميهمان برود اما بچهها غايب هستند در اجتماع و به اين دليل بچه پانزده الي شانزده ساله از تعاملات اجتماعي گريزان است. زماني كه نوزده ساله ميشود نه خود تعامل ميكند و از شما ميخواهد شما هم اين روش را پيش بگيريد. يعني فرآيند اجتماعي شدن به ضد اجتماعي شدن تبديل شد. اين دقيقاً نتيجه معكوس است."
میلاد دخانچی :" راه حل شما چيست؟"

فروغ نیلچی زاده:"راه حل اين است مادر را با بچه در مقوله تعاملات اجتماعي قرار دهيم پدر و بچه به تعداد بچههايي كه داريد روزهاي اختصاصي قرار بدهيد يعني براي هر يك بچه يك روز خاصي دو ساعت وقت اختصاصي قرار بديد مثلاً مادري سه بچه دارد يك بچه پيش دبستاني، دبيرستاني ودانشجو بايد دو ساعت در هفته از آنها وقت بگيرد و با هم شروع به يك فعاليت مشترك ميكند و ما در نياز به آگاهي بيشتر براي يك كودك پيش دبستان دارد و اين آموزش سينه به سينه از طريق مادر بزرگها ميرسد الان نياز به آموزش دارد كه شما نياز به آموزش مادر داريد و به مادر كمك كنيم تا بچهها را به توانمندي اضافه ببرد وقتي براي بچه زمان ميگذارد و به علايق بچه اهميت ميدهيد بچه در ثبات عاطفي غير مستقيم قرار دارد چيزي كه در برنامه تربيتي اسلام ميبينيم هفت سال اول بچه سيد و سرور است و اين سيادت لازمش اين است كه نيازهايي كه گاهي اوقات ضد ارزش است بچه دوست دارد غذا را بريزد، الان غذا نخورد، گنجايش معده بچه اجازه يك دفعه غذا خوردن ندهد. شما بهترين مهدها با بهترين استانداردها و نظارتها هم كه بچه را ميبريد همه بچهها در زمان خاصي همه بايد غذا بخورند فرض كنيد آن مهد كودك نه به بچه داروي خواب آور بدهد و نه بي توجهي كند مثلاً پنج بچه بايد بخوابند كه هركدام نيازهاي مختلفي دارند و همه ميخواهند مربي براي آنها باشد همان طور كه ميخواست مامان خودش باشد همون طوركه ميگويد عروسك من است مامان من است. "

میلاد دخانچي: "مادري كه اضطرار شغلي دارد چه بايد كند!"
فروغ نیلچی زاده: "اين مادر بايد يك بار ديگر اضطرار را بايد نگاه كند آيا اين اضطرار شغلي جاه طلبي است و اين مادر تحصيل كرده و سختيهايي را تحمل كرده است و اكنون بخاطر كوچولوي تازه رسيده مجبور همه اينها را رها كند و مجبور به تربيت بچه ميشود يك بخش مربوط به حاكميت ميشود چيزي كه در كشورهاي اروپايي وجود دارد چيزي كه هنوز در ايران معني ندارد اين كه مادرها از زمان تولد بچه تا زمان دبستان اين اجازه را دارند كه از بچه مراقبت كنند و تايم اصلي را اشتغال بيرون از خانه را اولويت را زماني قرار دهم كه بچه حداقل نياز را به من دارد من نياز به در آمد دارم بايد سعي كنم مشاغل دوستدار خانواده را پيدا كنم شكل سنتي آن انواع صنايع دستي در همه كشورها توسط خانوادهها صورت ميگيرد ولي اين درد دنياي مدرن هم اتفاق ميافتد يك خانم پژوهشگر و محقق يك خانمي كه سطح آگاهي بالايي را دنبال ميكند.اين شخص ميتواند يك اتاق از خانه را به اتاق كار تبديل كند در خانههاي كوچك با يك پانل جدا كند.
در يكي از دانشگاههاي علوم پزشكي كه بودم يكي از اساتيد خانم ميگفت زماني كه بچه من بدنيا آمد بخاطر يك سري از شرايط نميتوان سركار بروم و دانشگاه پذيرفت محيط كار به خانه منتقل شود من درخانه دو مسئوليت را انجام ميدادم بدون اينكه من يا بچه دچار اضطراب شويم. اين قابليتها وجود دارد و امروز ما طرح دوركاري را داريم يعني افراد دو روز سركار بيايند و اينگونه مادر امكان در كنار فرزند و خلاق بودن و افزايش توانمنديهاي فكري و روحي و اين كه من بتوانم خود را از اين اضطرابها دور كنم و حالت سوم جداي از بحثهاي ديگر رشد فكري است من به طور مشخص از سال 69 تاكنون شاگرداني را دارم تا مدرسه رفتن بچه صبر كردهاند بعد دور دوم فعاليتها را شروع كردند با بچهها از خانه بيرون ميآيم و سعي ميكنم زودتر از آنها به خانه برگردم اين كه ما اين را به والدين بسپاريم و آنها را مجبور به شك كردن درم ودر الزام مهدهاي كودك نكنيم".


میلاد دخانچي: "پيامبر اكرم(ص)معتقدند بچهها تا قبل از هفت سال بايد اميری كنند آيا فكر ميكنيد مهدهايكودكي كه زير نظر شما فعاليت ميكنند به گونهاي است كه بچهها در آن امير ميكند. "

دكتراسفندياري سرپرست سازمان بهزيستي كشور در گفتگو با گره گفتند: "در مهدهايكودك تمام مدت آموزش نيست رشد وتربيت است كه با بازي است. "

میلاد دخانچي: "شما زماني كه مهدهايكودك را تعريف كرديد وآموزش را براي آنها تعريف كرديد اينجا اقتضاعات كنترل حاكم ميشود نه خلاقيت، عصيان، خرابكاري و اميري بچهها اين فضا در جهت يكپارچگي است نه چيز ديگري؟"

دکتر اسفندیاری:"در مهدهايكودك يا بچهها مشغول بازي و سرگرمي هستند اتفاقاً نكتهاي است كه نكته اختلافي است و ما معتقد هستيم در مهدهاي كودك بچهها تا شش سال بايد آزاد باشند و اميري كنند اتفاقاً افتادن است و از اين محيط خارج شوند با مشكل مواجه ميشوند و بچههاي چهار سال و پنج سال با محيط جديد."

میلاد دخانچي: "اگر شما فرزندي داشته باشيد آيا به مهدهايكودك ميفرستيد؟ يك نكتهاي كه وجود دارد شايد الان اين افرادي كه در مهدهايكودك هستند."

دکتر اسفندياري: "از كل افرادي كه در مهدهايكودك ما هستند بچههاي زير شش سال و شصت ميليون جمعيت باشند يك ميليون اين جمعيت در مهدهاي كودك هستند كه اينها كساني هستند كه قاعدتاً افراد شاغل هستند كه البته بيش از 50 هزار نفر در مهدهاي روستايي هستند كه با توجه به نگاه توسعهاي دولت نهم و دهم عدالت محور بودن در بحث رشد يكپارچه كودك توجه كنيم و به مسائل روحي و رواني آنها توجه كنيم."

میلاد دخانچي": كل حرف اين است كه ما نميخواهيم رشد يكپارچه داشته باشيم ما ميخواهيم آدمهاي متفاوت با نگاهها خواستگاهها و روانشناسي متفاوت داشته باشيم."

دکتر اسفندياري: "شما اين رشد را تفاوت قائل ميشويد ما نميخواهيم جهت رشد اين كودك اين رشد و تكامل بايد ظرف يك مدت معين رشد كند."

میلاد دخانچي: "براي چه غايتي باين تصوير انقلاب صنعتي در رشد كودك است كه مي خواهد انسانهايي يكپارچه و شبيه به هم توليد كند."

دکتر اسفندياري: "رشد و تكامل يك پارچه كودك به معناي تربيت يكسان همه بچهها نيست اما يك فرد رشد و تكاملش يك اندازه است از نظر جسمي فرد سالمي را به وجود بياوريم اما عقب ماندگي ذهني شده باشد".

میلاد دخانچي": بيست قرن آدمها در كره زمين زندگي كردند و هيچ كدام مهدكودك نرفتهاند الان شما ميخواهيد بگيد به لحاظ جسمي و ذهني متوازن نبودند."

دکتر اسفندياري: "بچههايي كه در مهدهايكودك در حال تربيت و نگهداري هستند با بچههاي معمولي متفاوت هستند."
میلاد دخانچي: "تحقيقات نشان ميدهند بچههايي كه مهدكودك رفتهاند در مقايسه با بچههايي كه نرفتهاند آسيبهاي رواني بيشتري دارند؟"

دکتر اسفندياري: "نه کدام تحقيقات را شما به آن اشاره ميكنيد؟ در استانهاي ما تحقيقي انجام شد كه نزديك هشتاد درصد وروديهاي دانشگاهها از مهدهايكودك آمدند يعني دوره مهدكودك را گذرانده بودند الان شادابترين بچهها بچههايي هستند كه در مهدهايكودك هستند آمار بگيرد."

میلاد دخانچي: "پس اين مدل اسلامي ايراني كه داريم از آن صحبت ميكنيم و زير نظر آن ميخواهيم الگويي متفاوت از فضا و ساختار تربيتي براي فرزندمان ايجاد كنيم به نظر شما ضرورتي ندارد و اين مهدكودكهاي تربيت ديني را محقق ميكند اگر اين اتفاق ميافتد پس به وجود آمدن هر اتفاق متفاوت و جايگزين هر چيزي درست نيست."

دکتر اسفندياري: "قديمها هم مكتب خانه بوده است و بچهها از سه سالگی به مكتب خانه ميرفتند. "

میلاد دخانچي: "شايد اين مشكل ساختار خودش را داشته است"
.
دکتر اسفندياري: "اگر موضوع شما اين است الگوي ايراني اسلامي چه كاري انجام ميدهد يعني ميخواهيد بگوييد نيازي به مهدهايكودك نيست."

میلاد دخانچي: "نه ما ميخواهيم بدانيم كارشناسان شما در اين مورد تحقيق كردهاند."

دکتر اسفندياري: "كارشناسهاي ما كه بر اساس كار كارشناسي جلو ميروند.در حال حاضر بعضيها الزام به گذاشتن بچهها در مهدها را دارند ما يك ميليون بچه در مهدها داريم پنج ميليون بچه در خانواده رشد ميكنند يعني اگر هم مشكلي ميبينيم پنج ميليون بچه هست كه به مهدها نيامدهاند."

میلاد دخانچي: "اين همان پنج ميليون است كه كنكور هم قبول نميشود."

دکتر اسفندياري: "نه من گفتم در يكي از استانها تحقيقي انجام شده است كه بيش از هشتاد درصد از قبوليهاي كنكو بچههاي مهدهايكودك هستند حتي همان روانشناس، مربي مهد نيز نميتوانند بگويند به تنهايي همه چيز را آموختهاند. حتي يك مربي مهدكودك به تنهايي نميتواند مدعي شود كه همه چيز را آموختهاند."

میلاد دخانچي: "قرنها انسانها بدون اينكه تخصصي روانشناسي داشته باشند،..."

دکتر اسفندياري:" تفاوتها را نديدید تا الان، ...."

میلاد دخانچي: "ما الان داريم تفاوتها رو نگاه ميكنيم، تحقيقات نشان ميدهد بچههايي كه مهدكودك رفتهاند آسيب رواني و آسيب اجتماعي در شرايط بدتري نسبت به قبل دارند".

دکتر اسفندياري: "كجا تحقيق شده اكنون بچههايي كه در مهدهايكودك روستايي ما از سال هشتاد و چهار ميآيند با توجه به اينكه در مناطق محروم محروميتهايي دارند و يك وعده غذاي گرمي كه در اين روستا داده ميشود جلوي بسياري از بيماريها را گرفته است و در رشد كودك تاثير ميگذارد".

میلاد دخانچي: "يعني شما تصور ميكنيد غذاي گرمي كه به بچهها ميدهيد يك الگو از نظام ايراني اسلامي ميدهد."
دکتر اسفندياري: "اين در جهت عدالت محوري است. شما ميبينيد اين اتفاق در شهرها و خانوادههاي مرفع كه مي رسند اتفاق نميافتد."
میلاد دخانچي: "ما در نظام ايراني اسلامي فقط غذاي گرم به بچهها ميدهيم در روستاها."
دکتر اسفندياري:"در مهد روستايي كه فقط اين اتفاق نميافتد من گفتم نگاه عدالت محور حكم ميكند بچهاي كه در روستا و مناطق محروم است از نظر مواد غذايي كه مورد نياز اگه بچه را از لحاظ فيزيكي بار ميآورد و ميگويند عقل سالم در بدن سالم است كه روح را پرورش ميدهد اما جسم پرورش پيدا نميكند.

میلاد دخانچي: "خانم نيلچيزاده حرف شما زياد خريدار ندارد موافقيد؟"

فروغ نيلچيزاده : " قطعاً بخاطر اينكه خيلي وقتها عمل كردن به آنچه كه حقيقت است سخت است ولي ما حق نداريم حقيقت را بپوشانيم بخاطر اينكه بعدها شايد عدهاي بفهمند ببنيد شما در مورد گفتمان جمهوري اسلامي گفتيد آيا شما قبول داريد كه گفتمان جمهوري اسلامي بر اساس ديدگاههاي امام(ره)است. امام (ره) ميفرمايند بچههايي كه از دامن مادر جدا شدهاند چون پيش اجنبي هستند و محبت مادر نديدهاند عقده پيدا ميكنند و اين عقدهها منشاء همه مفاسد است. اين ديدگاه حضرت امام(ره) است حضرت امام با مهدكودك رفتن بچهها مخالف هستند و تئوريزه ميكنند ديدگاهشان را اينكه ما به قيمت اشتغال مادرها بچه را به مهد بفرستيم اين بزرگترين جنايت در حق آنهاست و اين بچه دچار آسيب ميشود و اين خانواده طراز اول اسلامي را بوجود نميآورد هر چه مهدكودكها گسترش پيدا ميكند خانههاي سالمند بيشتر خواهد شد بچههاي كه از مادر و پدر محبتي نچشيده به طور جدي چه توقعي است كه در كهنسالي و در سالهايي كه پدر ومادر نياز به فرزندان دارند آنها را در خانه سالمندان رها ميكند و فراموش ميكند به آنها سربزند ببينيد اين يك نگاه واقعي است از هر دستي بدهي از همان دست ميگيري."

میلاد دخانچي: "فكر ميكنيد چه شده كه اين بازتاب چنين گفتمان را ما نميبينيم؟"

فروغ نيلچيزاده" : بخاطر اين كه من فكر ميكنم ما يك جاهايي دچار اون چهل تكه هويتي شديم يعني كمي نگاه كرديم ببينيم غربيها و سازمانهاي بينالمللي چه ميگويند مثلاً برادر بزرگوارمان آقاي اسفندياري روي مهدكودك روستايي دست گذاشتند من معتقدم مهدكودكهاي روستايي كارهاي خوبي كرده وي مضرات جدي هم داشته است يك خانم روستايي نياز دارد كه ما تواناييهاي او را بالا ببريم چرا همان طور كه مهدكودك ميزنيم تعاوني توليد روستايي نميزنيد و به آنها آموزش نحوه رسيدگي به كودكان و حفظ بچهها از انواع خطرات را نميدهيد امروز در مهدها كلاسي موسيقي، زبان، سفالگري و... ميگذارند و روانشناسان معتقدند انس بچهها با طبيعت به سلامت او كمك ميكند و بچههاي توي روستا كه در مركز طبيعت هستند چرا به صورت خلاق به آنها كمك نميكنيم كه اين فرد ضريب هوشي هم آي كيو و آي كيو، هوش هيجاني و تحصيليش بالا برود و هم هوش معنوي چون در اين سنين قدرت يادگيري بچهها بالاست اون كسي كه خورشيد محبت زندگي است و آن مادر است ياد بگيرد خيلي موثرتر است تا اينكه خانم الف يا ب كه آمده است در روستا همه چيز براي او تبديل شود به يك آرزو دائم تصور كنيد بايد تبديل به او شود نه شبيه مادر و پدرش علت اينكه روستاهاي ما خالي است، هزار و يك دليل است كه يكي از آنها اين است كه ما هميشه شهرها را پر طمطراق نشان دادهايم و آمدهايم الگوهاي شهري را در روستاها اجرا كردهايم و آن هم به شكل ناقص و فكر كردهايم به روستاها كمك ميكنيم ما كي توانستهايم به روستاها به اين طريق كمك كنيم من تلقيم اين است كه حتي بايد روي مهدكودكهاي تخصصي هم حرف بزنيم شايد فرصت ديگري نياز باشد مهدكودكي مثل مهدكودكهاي قرآن آيا ميزان توانمندهاي اين مهدها چقدر است؟"

میلاد دخانچي: "بگذاريد نظر شما را در مورد مهدهاي قرآني چيست؟ چون بحث مهمي كه در همه بخشهاي برنامه گره با آن روبرو ميشويم بحث اسلامي كردن نهادها است.چگونه بازيها كامپيوتري، تغذيه، دانشگاها، مهدها و... را اسلامي كنيم، به نظر ميرسد اين اسلامي شدن دارد محدود ميشود كه محتوي را اسلامي كنيم بجاي اينكه مبنا و محتوي را بر اساس شريعت اسلام بسازيم و اين مهدهاي قرآني هم در اين مسير معنا پيدا ميكند نظر شما چيست آيا مهدهاي قرآني همان مهد كودكهاي اسلامي است؟"

فروغ نيلچيزاده: " از جهاتي بله از جهاتي خير ببينيد بچه تا هفت سالگي مهمترين و جديترين بخش زندگيش بازي است حال من او را مجبور به شركت كردن در كلاس كنم حال چه عربي باشد چه انگليسي و قرآن به بچه آسيب خواهد زد ، زماني كه من قرآن را براي همه بچهها آموزش ميدهم بعد كسي ممكن است ابن سينا، محمد جواد فروغي باشد كه آي كيويي از 140 بالاتر داشته باشد و در شش سالگي قرآن را حفظ كند خيلي هم خوب است و بايد اين استعدادها كشف و آموزشهاي خوب و به موقعي به آنها داده شود اما آيا اين بايد فراگير باشد و همه محمد جواد فروغي شوند نه اين بچه استعدادهاي ديگري ميتواند داشته باشد ما در مهدكودكهاي قرآني مثلاً با زبان اشاره به بچه قرآن را آموزش ميدهيم اين بچه الان با بازي زندگي ميكند و قرآن را هم بازي ميگيرد بدون اينكه خودش بخواد ما عظيمترين معجزه خدا را به بچه آموزش ميدهيم بدون اينكه بچه بفهمد. بيايد آياتي منتخب به بچه آموزش بدهيد و در فرآيند تربيت آداب، اخلاق، عقايد و برخي از احكام مورد نظرش را با آيات آموزش بدهيد اما نه قرآن را به صورت كامل اين بچه سطح گنجايش و ظرفيت عقلانيش اينقدر بالا نرفته همانطور كه با دوستانش با ادا صحبت ميكند اين حركات را نيز ادا خواهد دانست و حقيقت قرآن با آن عظمت ديده نميشود و من تصور ميكنم دوستان ما كه در مهدهاي قرآن كار ميكنند بايد روي اين مسئله دقت بيشتري كنند."

میلاد دخانچي: "دقت كنند يا ديگر زحمت نكشند در مهدكودكهاي قرآني؟"

فروغ نيلچيزاده: "دقت كنيد مهدكودكهاي پاره وقت و تمام وقت چهار ساعت تا هشت ساعت بچه را نگاه ميدارند اما مهدكودكهاي قرآني زير چهار ساعت است.
اگر ما بخواهيم متفاوت به ساختار مهدكودكها فكر كنيم و مبنايي متفاوت خلق كنيم آيا به مهدكودكهایي امروزي ميرسيم و اگر نه به چه چيزي ميرسيم؟ ما به اين ميرسيم خانوادهها همانطور كه فرزند آوري رابه عنوان يك مرحله ارادي و انتخابي ميبينند فرزند پروري را هم به عنوان يك شغل جدي ببينند و فرزند پروري يكي از مهمترين مشاغل عالم هستي است و مهمتر از ساختن يك دستگاه است و يا اينكه فرد بتواند انواع ابزار آلات را بدست آورد و يا اكتشافي كند و كتاب بنويسيد اين كه رشد هويتي بهش بدهد شش سال به بچه بپردازيد قبل از سن دبستان به خوبي به او آموزش دهيد و شصت سال استفاده كنيد. "

میلاد دخانچي: "اگر دنبال ساختار سازي باشيم و در مقام و گفتمان قدرت هستيم آنوقت چطور؟"

فروغ نیلچی زاده :"دوازده مدل دارد كه يك مدل آن بحثهاي اوليهاي كه قانون گذاران خوب نسبت به آن سرمايهگذاري كردهاند و كودكان به محل كار مادر ميآيد ما زماني كه مادري بچه نوپا و نوباوه دارد به اين نگاه كنيم كه خانمها به اداره آمدهاند چه كنند عليرغم توانمنديهاي ويژه آنها اين طوري نگاه كنيم امروزه مهدهاي كودكها حذف شده بلكه بايد به عنوان يك ساختار ديده شود من ميگويم امروز اگر اين خلاقيت و ضروت هست پس در ساختمانها سازي كه شما براي حاكميت ميخواهيد ببيندي اين اضطرار را براي آن تعريف كنيد و بعد از آن بياييد خلاقيتها و توانمنديهاي ما در آن را بالاتر ببريد و به اين باور برسانيد كه تربيت فرزند به معني بودن در منزل يا صرفاً كدبانوگري نيست يعني من اول خود را بسازم و بعد كودكم را براي اينكه كل عالم را بسازد."

میلاد دخانچی:"من مصاحبهاي با دكتر رحيمي كارشناس امور تربيتي در مورد مبناي مهدكودكها انجام دادم كه وقت براي پخش نداريم."


نمایش تعداد 
Powered by Phoca Download

حاشیه برنامه


موضوع : فصل شمار زندگی کودکی به نام "گره"
فصل یک / گره اولین روزهای تولد خود را در اتاقک سردی در ساختمان حوزه هنری میدان آرژانتین سپری کرد . قرار بود تیم پژوهش که آن موقع متشکل از مهدیه سادات محور و ریحانه نادری نژاد و محبوبه علی تنه بود در آن اتاق که با یک پارتیشن از اتاق انفورماتیک جدا می شد در آنجا مستقر شوند ... پژوهش های اولیه برای شکل گیری گفتمان گره با محوریت سبک زندگی آغاز شد ... هفته اول کارشان بود که آشنایی ما شکل گرفت گروه انقلابی ای  به نظر می رسیدند ... اولین مواجهه تیرماه 89 بود ... هوای گرم تیر آدم ها را مجبور می کرد که حتی الامکان از لباس های خنک استفاده کنند . اولین چیزی که به چشمم خورد پالتوی پشمی آویزان شده روی صندلی پشت خانم محور بود ! که البته دلیلش را بعد از اقامت چند ساعته در اتاقک چسبیده به اتاق انفورماتیک فهمیدم(اتاق انفور ماتیک میزبان دو کولر گازی بسیار قوی بود).  البته صفایی داشت . آنقدر فضا شور داشت که هیچ چیز حس نمی شد و همه ذهن ها درگیر مسیری بود که هنوز خیلی دقیق مشخص نبود ...ادامه مطلب