تقلید دو PDF  | چاپ |  نامه الکترونیک

حجت الاسلام والمسلیمن حسین وحید پور
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا مستشاری
سوال – قرآن و دین هدایت کننده ی انسانهاست. پس چرا باید فهم دین را در اختصاص طبقه ی خاصی قرار دهیم ؟
پاسخ – این درست است که دین برای راهنمایی بشر آمده است و می خواهد انسان را رشد و ترقی بدهد اما ابزارهای مختلفی برای هدایت وجود دارد . ما نمی توانیم ادعا بکنیم که قرآن ابزارهای هدایت را بطورغیر مستقیم منکر است و بار هدایت بطور مستقیم روی دوش قرآن قرار گرفته است . یعنی اگر شما قرآن را بخوانید و آنرا بفهمید  قطعا هدایت می شوید ، خیر قرآن این طور نیست . در آیاتی وظایف پیامبر را تبیین می داند . اگر قرآن اسباب مستقیم هدایت است ، پس کار پیامبر چیست ؟ پیامبر در حدیث متواتر ثقلین می فرماید : کتاب و عترت را در میان شما گذاشته ام . قرآن منبع هدایت هست اما اینکه این هدایت را در چه قالب و ابزرای و به چه شکلی به همه ی عالمیان برسانیم را بیان نکرده است . کتاب علمی پزشکی قابل استفاده است ولی اینکه باید آن را چطور فراگیر بکنیم مهم است که باید کلاس بگذاریم و آنرا فراگیر کنیم . ما می توانیم از آیات صریح استفاده بکنیم . ما می توانیم از قرآن کلیاتی را بفهمیم . وقتی پیامبر می خواست با انگشتان کتاب و عترت را نشان بدهد ، دو انگشتان از یک دست را کنارهم نگذاشت بلکه حضرت دو تا انگشت سبابه را کنار هم آوردند و گفتند که این دو را برای شما می گذارم تا اینکه این دو در کنار حوض به من برگردد .
سوال – تقلید در اصول جایز نیست ولی در فروع باید تقلید کرد . یک بچه ی ده ساله چطور می تواند این اصول را برای خودش ثابت کند و دچار شک هم نشود ؟
پاسخ – انتظاری که از یک استاد دانشگاه هست با انتظاری که از یک دختر ده ساله است یکی نیست . خدا فطرت را قرار داده است . بلوغ عقلی هم در کنار بلوغ جسمی مهم است . اگر کسی در یک سن خاص به بلوغ عقلی رسید و فهمید که عبث خلق نشده است و آفریننده ای دارد و بتواند با ساده ترین دلیل ها آنرا ثابت کند حتی اگر نتواند استدلال بیاورد ولی خودش به باور برسد ، برای او علمی است . بعد که به مراحل بالاتر می رسد می تواند برهان صدیقین هم برای آن بیاورد. اگر انسانی در جایی باشد که هیچ انسانی در کنار او نباشد ، وقتی انسان به بلوغ می رسد عقل انسان به او حکم می کند که او آفریننده ای دارد حتی اگر هیچ مربی نداشته باشد . این فطری و عقلی نیست . دلیل آوردن این طور نیست که همان دلیلی که علامه طباطبایی برای اثبات خدا  می آورد من هم همان دلایل را بیاورم . دلایل هر کس در سطح خودش است.
از نظر عقلی محال است که ما در اصول عقلی تقلید بکنیم . زیرا وقتی شما می خواهید تقلید بکنید ابتدا باید پشتوانه ای داشته باشید. یعنی تقلید شما حجت باشد . فرض این است که شما هنوز خدایی را نپذیرفته اید . بقول فلاسفه دور پیش می آید یعنی شما از نقطه ای شروع می کنید که این نقطه باید نقطه ی پایان باشد نه نقطه ی شروع . باید قدم اول را از جایی بردارید که نیاز به پشتوانه ای نداشته باشد که او را از بیرون حجت بکند . شما در اصول دین قدم اول را از عقل برمی دارید که حجیت عقل ذاتی است . در عقل از احکام ریز حجیت نمی گیرد . نقش عقل جزو ابزارهای استنباط است یعنی اینکه احکام را کشف می کند ولی عقل از فلسفه ی احکام سر در نمی آورد . اینکه چرا نماز صبح دو رکعت است عقل جایگاهی ندارد ولی در ابزارهای کشف حکم ، نقش دارد. در اصول دین نقش عقل خیلی پررنگ تر است . زیرا شما از متد عقلانی استفاده می کنید . وقتی شما می خواهید به صفات خدا پی ببرید ، ابزار شما عقل است .
سوال – چرا ما باید یک مرجع تقلید واحد داشته باشیم ؟
پاسخ – عقل خودش همه ی کارها را انجام نمی دهد . باید در کنار عقل ابزارهای دیگری هم باشد. ما این ابزارها را در اختیار نداریم . یعنی متخصص آن ابزارها را در اختیار دارد . یعنی متخصص باید علم اصول و ادبیات عرب را بخواند ، تفسیر و علم رجال را بداند و از ابزارعقل استفاده بکند . اگر چند مرجع با هم مساوی باشند فرد می تواند در نماز از یک مرجع و در تجارت از مرجع های دیگر تقلید بکند .
در اجتهاد عقل به تنهایی کارگر نیست و دیگر اینکه بین چند فتوا برای اینکه ببینیم کدام درست است از عقل خودمان استفاده بکنیم . اینکار امکان پذیر نیست . مثل اینکه ما بگوییم بین چند نظریه پزشک یکی را انتخاب بکنیم و بگوییم که با اینکه من پزشک نیستم ، ولی تشخیص می دهم که این نظریه درست است . آیا عقل ما می تواند تشخیص بدهد که کدام فتوا درست است؟ خیر .زیرا اگر این طور باشد پس ما خودمان متخصص هستیم و نیازی به تقلید نداریم . همانگونه که ما پزشک های مختلفی داریم ،مراجع مختلفی هم داریم . اگر شما بتوانید اعلم را تشخیص بدهید می توانید از آن یک مجتهد تقلید کنید و به همه ی مجتهدین رجوع نکنید . یک دانشجوی پزشکی سواد یک پزشک را بهتر می فهمد یا یک  طلبه ؟ اگر شما می خواهید ببینید که کدام روحانی سوادش بیشتر است از ما طلبه ها بپرسید . البته این به شرط عدالت است. اسلام گفته که تقلید بکنید ولی کرامت انسانی را هم درنظر گرفته است. شما حتی وقتی می خواهید نماز جماعت بخوانید باید تبعیت کنید ولی اسلام همین اندازه تبعیت را مطلق قرارنداده است و آنرا محدود کرده است که شما باید پشت سر کسی نماز بخوانید که عدالت داشته باشد . راه شناخت مرجع ، مجتهد و اعلم ، عدالت است . همین که شما گناهی از ما نبینی خودش عدالت است حتی اگر ما در خفا گناه کنیم . عدالت واقعی شرط نیست ، عدالت ظاهری شرط است . شما می توانید از دو نفر که رشته شان باشد و عدالت ظاهری داشته باشد ، اعلم بودن مجتهد را بشناسید.
اگر دو تا مرجع تقلید با هم مساوی باشند شما می توانید یکی از آنها را انتخاب کنید . اگر بعد از چند سال شما متوجه شدید که اشتباه کرده اید یکی بر دیگری اعلم است و این بازگشت یا همان عدول است .
شما دو نفر مجتهد را مساوی می دانید . پنج سال بعد شما باز هم آنها را مساوی می دانید شما می خواهید یک حکم نمازتان را از یک مرجع ، تقلید کنید و حکم دیگر نماز را از مرجع دیگر که آسانتر است تقید کنید ، این احتمال دارد که مخالفت قطعی پیش بیاید . اگر انسان از یک سکو به سکوی دیگر بپرد و از این رساله به آن رساله برود احتمال دارد که با حکم خدا مخالفت قطعی انجام بدهد . اما اگر به یک رساله عمل کند احتمال دارد که درست عمل کرده باشد یا نکرده باشد . فکر کنید که ما پنج مرجع تقلید داریم و شما در نماز طواف یا طواف از یکی از این پنج مجتهد تقلید می کنید . این ممکن است که مخالفت با حکم خدا باشد زیرا هر کدام فتواهایشان با هم فرق می کند .
سوال – منظور از مجتهد اعلم یعنی چه ؟ تقلید از اعلم واجب است ؟
پاسخ – یعنی مجتهدی که باسوادتر است . آیا من می دانم که کدام استاد شیمی شما باسوادتر است ؟ شما می توانید از شاگردان مراجع بپرسید که کدام یک از مراجع باسوادتر هستند . ما دو تا پزشک داریم که یک سوادش بالاتر و ماهرتر است و شما  می خواهید جراحی انجام بدهید .عقل شما کدام را انتخاب می کند ؟ ملاک نمی تواند راحت تر بودن باشد. فقه و جراحی تخصص است . اگر ما دنبال کسی بگردیم که   راحت تر گرفته است ، این کار صد درصد اشتباه است. این کار یعنی اینکه شما دین خودتان را به بازی گرفته اید . حوزه ی علمیه معمولا دنبال کسانی هستند که از نظر تقوایی و سواد بالاتر هستند و مسائل سیاسی کاری وجود ندارد . ممکن است کسی ده سال مرجع تقلید باشد و بعد بگویند که او از مرجعیت افتاده است . سوال پیش می آید که چطور در یک شب فرد سوادش را از دست می دهد . ممکن است که فرد گناهی انجام داده است که عدالتش ساقط شده است . ممکن است شخصی چندین سال اعلم باشد ولی بعد گول شیطان را بخورد و بارها مرتکب گناه بشود ، حوزه حق دارد که بگوید : ایشان دیگر شرایط عدالت که برای مجتهد بودن لازم است را ندارد ، بنابراین از مرجعیت ساقط است .
سوال – چرا مسلمانهای کشورهای دیگر تعدد مرجع ندارند ؟
پاسخ – اجتهاد در همه ی فرق مسلمین هست ولی کم و زیاد دارد .  در اهل سنت هم اجتهاد است .در کتب اهل بیت تقلید ابتدایی از مجتهد غیر زنده را جایز نمی دانند و این یکی از محسنات مذهب شیعه است . اهل سنت معتقد هستند که ما باید تقلید کنیم و از کسانی که در هزار سال پیش فتوا داده اند می توان تقلید کرد ، آنها از ائمه و چهار   فرقه ی  فقهی تقلید می کنند . پویایی که ما در مکتب اهل بیت و شیعه داریم آنها ندارند . در این یکی دو قرن اخیر روشنفکران اهل سنت هم به این نتیجه رسیده اند که این راه باید باز بشود. روشنفکران مصری همزمان چند مجتهد  با هم فتوا می دهند .
سوال – تعدد آراء در مراجع ما را دچار سردرگمی می کند . راهنمایی بفرمایید. 
پاسخ – لازم نیست که به آرای بیست نفر مراجعه کنید . اگر ما رساله ی ده نفر از مراجع را بخوانیم و بخواهیم به آن عمل کنیم برای ما سردگمی ایجاد می شود . یک قاضی اگر تمام تلاش خودش را بکند و حکمی بدهد و بعد اگر بعدا  معلوم بشود که حکم اشتباه بوده است ، قاضی مقصر نیست . همه ی مراجع از ادله ی همه مراجع باخبر هستند . شورای افتا باعث می شود که نظرها به هم نزدیک بشود . اگر مراجع با هم شورا داشته باشند ممکن است که نظرات شان بیشتر بهم نزدیک بشود. همانطور که قواعد اصولی و رجالی را به مغزمان می دهیم تا استنباط بکند ، این کار را می توان با کامپیوتر هم انجام داد . شما می توانید مبانی یک مرجع را به کامپیوتر بدهید و از آن استنباط بکند . ( البته شاید در سالیان آینده این کار امکان داشته باشد )
سوال – مگر قرآن نگفته که اگر شما تقوا داشته باشید ما تمام  علوم را  به شما یاد می دهیم ؟
قرآن این را نمی گوید که اگر کسی تقوا داشت ما تمام علوم را به او الهام می کنیم .  قرآن استفاده از ابزارها را نفی نمی کند . بخاطر همین به ما گفته اند که شما دنبال علم بروید و یک مجتهد علم اکتسابی می خواهد و باید سختی هم بکشد و تقوا هم می خواهد . مجتهد در کنار علم ، تقوا هم می خواهد .
شما از کجا می دانید که خدا می خواهد همه ی مردم با هم وحدت فتوا داشته باشند ؟ شاید اختلاف فتوا برکاتی داشته اشت ؟ شاید این خیری برای امت باشد که یکی از خیرات آن ، آسان شدن کارهای امت است . شاید اختلاف فتواها رحمتی باشد .
سوال – در مورد روایت امام زمان (عج) درمورد صفات یک فقیه توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ – روایت از امام حسن عسگری (ع) و امام زمان (عج ) نقل شده است . ایشان   می فرمایند: شرط فقیه بودن این است که علم داشته باشد ، دلسوز دین باشد ، بتواند هوای نفس را کنترل کند و پیرو امر پروردگار باشد . اگر کسی با چنین شرایطی باشد می توان از آن تقلید کرد .
سوال – اگر مجتهدی از نظر تقوا بالاتر بود و مجتهدی دیگر از نظر علم بالاتر بود ،ما باید از کدام پیروی کنیم ؟
پاسخ – باید رجوع به اعلم کرد . شرط تقوا را هر دو دارند . اگر تقوای کسی بالاتر بود در اینجا موضوعیت ندارد .