حجاب 3 PDF چاپ نامه الکترونیک

خانم دکتر مریم حاج عبدالباقی و آقای امیر حسین بانکی
سوال – با توجه به اینکه حجاب مرد و زن را در برمی گیرد و خانم ها در مورد حجاب سختی های را تحمل می کنند ، حدود حجاب مردها چیست ؟
پاسخ – در طبیعت هر کار سودبخشی زحمت و تکلیف پذیری در آن است و هر کاری که مثبت است زحمت دارد . یک دانشجو هر چه بیشتر زحمت بکشد به ثمرات بیشتری می رسد . ما فقط در مورد حجاب نیست که زحمت ها و رنج هایی را تحمیل می کنم . ما برای اینکه از رنج ورود پشه و مگس به خانه مان در امان باشیم زحمت بستن طوری را به خودمان می دهیم و طوری نصب می کنیم . برای انکه از سرما در امان باشیم هزینه می کنیم و زحمت پوشیدن پالتو را به خودمان می دهیم زیرا عقل به ما می گوید که این کار مفیدی است . یعنی یک زحمت قابل توجه وجود دارد که مانع زحمات و   رنج های بزرگتر است . همین که بچه ها از خانواده جدا می شوند و به مدرسه می روند زحمت کمی نیست ولی هیچ عاقلی نمی گوید که چون زحمتی وجود دارد ، ما از زحمت بزرگتر که بی سوادی و بی فرهنگی استقبال بکنیم . پس بشر برای یک کار مثبت تجویز می کند که زیر بار یک سری زحمتها و ضررهای کوچک برای دفع ضررهای بزرگتر برود . ما برای اینکه ببینیم سهم پوشش خانم ها و آقایان چقدراست می توانیم از قرآن استفاده بکنیم و محور را قرآن قرار بدهیم . وقتی قرآن می خواهد به جامعه یاد بدهد که آداب معاشرت ارتباط با نامحرم را رعایت کنند بیشتر روی مردان جامعه سرمایه گذاری می کند و به مردان یاد می دهد که بی اجازه وارد خانه ها نشوند و به مردان می گوید که بدون دعوت نروند ، دیر بروند و زود بیایند و اگراز خانه چیزی می خواهند از پشت پرده بخواهند حتی به خانمها نمی گوید که پشت پرده بروید و به آقایان می گوید که پشت پرده ازخانم ها بخواهید اما وقتی بحث پوشاندن خود می شود مفصل تر به طرح قضیه در ارتباط با خانم ها می پردازد .
سوال – فلسفه و چرایی حجاب برای چیست ؟  اگر بخاطر مردان است چرا خانمها باید تاوان دل بیمارمردان را بدهند ؟
پاسخ – حجاب دوطرفه است . این طور نیست که به گروهی بگویند کاری را بخاطردیگری بکنید . فلسفه ی هر امری در درجه ی اول معطوف به خود انسان است . زنانی که حجاب را رعایت می کنند آرامش خودشان در آن است ضمن اینکه آرامش مردان هم در این حجاب است . خانم چون موجود زیبا و ظریفی است زحمتش هم در مورد حجاب بیشتر است . اگر شما مراسم عروسی هم بروید زحمت خانمها بیشتر از زحمت آقایان است . ساختار طبیعی زن به گونه ای است که حفاظت از این ساختار زحمت بیشتری دارد . نگاه عادلانه هم نگاه یک سویه نیست بلکه نگاه به تناسب است . فلسفه ی حجاب مصونیت خود فرد است ضمن اینکه آرامش اجتماع را هم در بر می گیرد . خانمی که می گوید : چرا من باید تاوان دل بیمار یک مرد را بدهم بخاطر این است که دل بیمار آن مرد بعدا تبدیل به آزار این زن می شود. در واقع زن با حجاب از خودش حفاظت می کند . ما نمی توانیم بگوییم که چرا برای جلوگیری از مگس باید طوری بزنیم زیرا ما نمی توانیم به پشه بگوییم که وارد خانه نشود. اینکه آقایان باید از پشت پرده با خانمها سخن بگویند مربوط به خانمهای پیامبر است و مربوط به همه ی خانمها نیست .
سوال – آیا متن حجاب یک عمل مثبت است ؟
پاسخ – ما برای تشخیص عمل مثبت چند تا میزان داریم . یکی فطرت ماست . آنچه که مسلم است موضوعی بنام حیا است که در انسانها است و در حیوانات نیست . در تمدن های مختلف انسانهای نخستین امر حیا را داشته اند و یک فرقی با حیوانات داشته است و آن پوشش او بوده است . و پوشش فقط برای حفظ از گرما و سرما نبوده است . و انسان ترجیح می داده که خودش را محفوظ بدارد و خانمها این پوشش را بیشتر    داشته اند . حیا یک صفت فطری است و حجاب هم برخاسته از حیا است . پس این امر مثبتی است و موافق با فطرت ماست . میزان دیگر عقل ماست. وقتی انسان می بیند یک امری انسان را از آسیب ها حفاظ می کند ، عقل آنرا تایید می کند . در حضور اجتماعی ، پوشش حضور را راحت تر می کند . ما اگر بخواهیم از جریان برق درست استفاده بکنیم و مفید باشد باید در مسیر عایق بندی شده باشد و اتصال در مسیر ایجاد نکند. حجاب در اجتماع چنین کاری را می کند . حجاب اجازه می دهد که غریزه ی زیبای جنسی در محمل خودش برود و زیبا باقی بماند . میزان دیگر وحی و شرع است . در قرآن کریم زیبایی ها و مثبت ها معرفی شده است و یکی از امور مثبت همین پوشش است .
سوال – چرا مردها نباید نگاه شان را کنترل کنند و خانمها باید خودشان را بپوشانند ؟
پاسخ – قرآن اول بحث نگاه را مطرح کرده است و بعد بحث مراقبت از رفت و آمدها و معاشرت های پر خطر را مطرح می کند و بعد بحث کنترل نگاه را مطرح کرده است که مخاطب اول آقایان و مخاطب دوم را خانم ها قرار داده است . بعد پوشش که اول به آقایان و بعد به خانمها سفارش شده است محکم کننده ی قضیه است . اگر نگاهها کنترل بشود ، مشکل و دردسر خیلی کم می شود. پوشش بخاطر اطمینان از این است که این کنترل جواب می دهد . ما روزه می گیریم ولی به دیگرانه هم توصیه می شود که رفتارهای تحریک آمیز نداشته باشند .مثلا شما روزه هستید و من غذاهای خوش آب و رنگ و خوش بو تهیه کنم و جلو شما بگذارم . اصل این است که شما خودتان را کنترل می کنید ولی من هم که در کنار شما زندگی می کنم ، باید شما را تحریک نکنم . پس در دین اصل کنترل نگاه است . نگاه نکردن و پوشش ، جامعه را تامین می کند .
حجاب حرمت زن مسلمان است ولی اگر این زن ، غیر مسلمان بود ایرادی ندارد که موهایش بیرون باشد .دیگر اینکه زنانی که  سنی از آنها گذشته است و امید ازدواج ندارند هم جزوهمین گروه هستند . در بعضی از روستاها شکل حجابشان بصورتی است که خانمها مقداری از مویشان بیرون است و در اینجا گفته اند که در اینجا اگر نگاه بدون قصد لذت نباشد اشکالی ندارد .
سوال – آیا در دین های مختلف حجاب وجود دارد ؟
پاسخ – حجاب دین مسیحیت نزدیک به دین اسلام است . متن حجاب مسیحی همان است که شما در راهبه ها می بینید . منتها آنها حجاب را رعایت نمی کند . حجاب در اغلب ادیان بوده است و فقط مربوط به دین اسلام نبوده است . ما به آنچه که اسلام گفته وفادار هستیم . در ادیان دیگر هر چه جلوتر می روند از دین شان فاصله می گیرند که یکی به خاطر تحریفات دین است . ما دین اسلام را یک دین عقلانی و دست نخورده می دانیم و به آن پایبند هستیم . حدود هشتاد سال پیش به دین خودشان پایبند بودند . در ایران باستان هر چه به طبقه ی اشراف نزدیکتر می شدیم حجاب بیشتر می شده است و این را بعنوان یک زینت بحساب می آوردند .
سوال – چه اتفاقی افتاد که در زمان رضا خان مردم ما حجاب شان را حفظ کردند و هزینه ی آنرا هم پرداختند ؟ آیا جمهوری اسلامی قانون حجاب را خوب اعمال کرده است ؟
پاسخ – من مقاله ای در این رابطه دارم . در این مقاله من می خواستم روش قرآن در طرح مسئله ی حجاب را با روش جمهوری اسلامی مقایسه کنم . در شروع من در ذهن خودم نمره ی کمی به جمهوری اسلامی می دادم و با این نگاه شروع به بررسی کردم .در روش قرآن به طرح های جالبی رسیدم . بحث آزادی جامعیت چند جانبه گرایی و  اعتدال را در روش قرآن بدست آوردم . وقتی خوب فکر کردم دیدم این مقایسه یک قیاس مع الفارغ است . قیاس مع الفارغ یعنی اینکه ما نمی توانیم دو تا چیز را با هم مقایسه کنیم که از حیث جنبه ی اشتراکی با هم فرق دارند . در جمهوری اسلامی ما پدیده ای بنام غربزدگی و تهاجم فرهنگی داشتیم که در زمان پیامبر اسلام ما چنین پدیده ای را نداشتیم و زنان ما در دوره ی رضا خان این طور نبودند که بنشینند و تصمیم بگیرند که نیازی به پوشش ندارند و از عفاف و حیای آنها کم شده باشد و بعد بی حجاب شده باشند . این یک دیدگاه تحمیلی بود . اما با اینکه این یک زور بود درصدی از جامعه ی ما را تحت شعاع خودش قرار داد . در سوره ی احزاب آیه 33 و 34 خدا به زنان پیامبر می فرماید که چطور در جامعه ظاهر بشوند و ظهورشان را با تبرج ظاهر نکنند . توصیه این آیات این است که اگر زن می خواهد پیشرفت کند و زن مورد تایید اسلام باشد باید بحث حیا و عفاف با بحث سواد فرهنگی میزان و بالانس باشد .نمی شود که زن حضورش را در جامعه کم کند و سوادش را بالا نبرد . این خلا در زمانی که رضا خان منع حجاب را کرد وجود داشت و زنان ما کم سواد و بی سواد بودند و این حالت اکثریتی داشت . با این مطلب من متوجه پیروزی بزرگ جمهوری اسلامی شدم . اینکه جمهوری اسلامی اولین نظامی بود که به این دو آیه با هم عمل کرد یعنی اینکه ضمن اینکه به زن سفارش حیا و عفاف کرد به زن تاکید کرد که عمل و سواد و فرهنگ خودش را بالا ببرد یعنی این دو آیه را به هم عمل کرد . پس نگاه من به نگاه تحسین آمیز به جمهوری اسلامی تبدیل شد .
جامعه ی ما یک جامعه ی متکثر است . ما در تحلیل مسائل اجتماعی این طور هستیم که اگر کارشناسی صحبتی بکند می گوییم صدا و سیما گفته است . ممکن است که فردی تحلیل غلطی بکند ولی ما در این برنامه نمی خواهیم از عملکرد کسی دفاع بکنیم یا نکنیم . بقول دوست عزیزمان در زمان رضاخان با اینکه حاکمیت علیه حجاب بسیج شده بود زنان ما در حفظ حجاب افتخار آفریدند ولی الان که حاکمیت به نفع حجاب است بعضی از خانمها از حجاب فرار می کنند. و نتیجه می گیرند که شاید علت آن روش غلطی است که دولت بکار برده است . حجاب یک پوسته و ظاهر است و یک ریشه دارد که ریشه ی آن حیا است . اشتباهی که رضا خان کرد این بود که چیزی که در زنان ریشه دار بود می خواست پوسته ی آنرا بکند . چادر در حکم جان زنان بود . زیرا حجاب در جان شان کاملا ریشه دار بود . محمد رضا مثل پدرش با حجاب بطور مستقیم مبارزه نکرد بلکه او روی حیا کار کرد و با حیا مبارزه کرد . و همه ی کارها به سمتی رفت که حیای جامعه رقیق بشود و بعد هم ادامه داشت .  درست است که چارچوب اسلامی است ولی کل فرایند رسانه و فرهنگ سازی هایی که به خورد جوانان ما می رود ، حیا جامعه را رقیق می کند . وقتی حیا رقیق بشود حجاب پشتوانه پیدا نمی کند . اشتباهی که در نظام اسلامی رخ داد این بود که ما بجای اینکه روی حیا بعنوان ریشه ی حجاب کار کنیم ، روی پوسته و عنوان حجاب کار کرده ایم . من معتقد هستم که تا وقتی در جامعه حیا تقویت نشود ، با اجبار در جامعه و خانواده کاری از پیش نمی رود . تا در یک دختر خانم حیا تقویت نشده باشد و ریشه ی حیا که معرفت است قوی نشده باشد ، با یک تغییر مکان یا با یک ازدواج پوسته تغییر می کند .
سوال – مصداق حجاب در جامعه ، دانشگاه و خانه چیست ؟ آیا حجاب یک مصداق واحد دارد ؟
پاسخ – یکی از مصداق ها تربیت استاد خانم محجبه در دانشگاه ها است . آیا این قرآن محقق شدن نیست ؟ این در زمانی بوده است که ما شبیه خون فرهنگی داشته ایم نه تهاجم فرهنگی . یعنی مشکل اساسی بحث حجاب ، عفاف و حیای ما این است که ما هویت اسلامی خودمان را کوچک ببینیم و آنچه در غرب به دلیل پیشرفت تکنولوژی آنها هست بالا بدانیم .این معضل فرهنگی جامعه ی ما است و ما با آن درگیر هستیم . آنچه که باعث رقیق شدن حجاب خانم های ما می شود یا باعث تغییر رفتارهای پسرهای ما می شود بخاطر زندگی کردن تحت سیستم غربی است . البته بُعد زندگی خوب غربی را نمی گویم بلکه بُعد منفی آنرا می گویم . اگر یک دانشمند غربی را نگاه کنیم پوشش او خیلی متعادل تر از یک خانم معمولی است . ما باید این سیاست ها را در کلان ببینیم . من به جمهوری اسلامی نمره ی قبولی می دهم با اینکه ضعف هم دارد .
سوال –  آیا کیفیت حجاب در جامعه های مختلف فرق می کند ؟
پاسخ – بله . شرع حدود و مرزهای حجاب را تعیین می کند. وقتی ما به مکه می رویم حجاب خانمها یک مدل است ولی در کشورهای اسلامی دیگر مدل های مختلف دیگری هم وجود دارد . چیزی که سلیقه ی ملی ، اصناف و گروههای مختلف  است قابل تغییر است . مثلا خانمی در بیمارستان یک حجاب دارد و در اتاق عمل حجاب دیگری دارد . مباحث فقهی حجاب در حدود حجاب مشخص است . حجاب برای آقایان به این صورت است که موی سر شامل آن نمی شود ولی برای خانم موی سر شامل حجاب می شود، برای آقایان گردن شامل حجاب نمی شود ولی برای خانمها گردن شامل حجاب می شود. در خانم به جز دست تا مچ و گردی صورت باید طوری باشد که بدن زن و ابعاد آن مشخص نشود . در مورد آقایان حد حجاب همان است که بطور متعارف بیرون می گذارند. بحث ما الگوسازی است نه مصداق . وقتی ما صحبت از امام زمان (عج) می کنیم تمام جوانان عاشق امام زمان (ع) می شوند حتی در دخترانی که حجاب ظاهری ندارند اینطور است که پایبندی به روزه ، نماز و نذر دارند . این سوال پیش می آید که خانمی که قرآن را قبول دارد چطور می شود که در موضوع حجاب خودش متفاوت از چیزی است که در دین است . الگوهایی که برای این دختر خانم از حجاب شکل گرفته است چیزهایی نیست که ما در اینجا صحبت می کنیم بلکه چیزهایی است که ما نشان می دهیم . مثلا وقتی ما یکسری چهره هایی را در صدا و سیما الگو می کنیم و وقتی این دختر خانم حجاب ، رفتار و گویش آنها را می بیند و این برایش الگو می شود ، همان را اجرا می کند . دراین کار اراده و اختیار هم نکرده است . مدل پوشش او بر اساس الگوسازی ها و روش هایی است که متاسفانه چهره ی غیر دینی قوی عمل کرده است ولی ما در این زمینه ها ضعیف عمل کرده ایم . صدا و سیما چند برنامه می سازد که در مورد حجاب صحبت بشود و بعد یک چهره ی محبوب و قدیسی را درست می کند که همین چهره بعدا عکس هایش در سایت و مجله ها ، برای دختر ما الگو می شود .یعنی همان چهره ی مثبت و دینی که صدا و سیما ارائه می دهد ، حجاب او الگوی دختران ما می شود. جوان ما با چهره ی واقعی او ارتباط برقرار می کند نه با چهره ی لحظه ای او . ما باید در چهره سازی ها خیلی مراقب باشیم . ما در بحث حجاب باید در فرهنگ سازی دقت بکنیم . فرهنگ سازی ما در مجموعه ی نظام در این سی ساله بر علیه حجاب بوده و دور کننده ی حجاب بوده است . ما نتوانستیم فرهنگ حجاب را معرفی کنیم . اگر شما زنان بی سوادی که در خانه هستند را باسواد کردید هیچ کار مهمی انجام نداده اید . هنر این است که زن را وارد جامعه بکنیم و رشد بدهیم بعد حجاب را در آنها فرهنگ بکنیم . حجاب از روی عادت ، الگوی قدیمی ما بوده است . حجاب از روی معرفت یک الگوی دیگری دارد و ما این کار را نکردیم . ما زنان را وارد فضای معرفتی کردیم ولی حجاب از روی معرفت را به آنها ارائه ندادیم . یعنی ما حجاب از روی عادت را در فضای معرفت ارائه دادیم و جواب نگرفتیم . لذا می بینیم مادر محجبه است ولی دخترش حجاب ندارد و مادر نمی تواند به دخترش منتقل کند که چرا باید حجاب داشته باشد .
سوال – آیا شما جبر اجتماعی را با فطرت یکسان می گیرید ؟ حیا یک واژه ی فطری است . راهنمایی بفرمایید . 
پاسخ – ما انسان ها امری داریم که بین ما مشترک است و آن همان فطرت است ولی حیوانات آنرا ندارند . چیزی که بین انسانها و حیوانات مشترک است غریزه نام دارد . کسی که قائل است فطرتی در کار نیست ، قائل است که انسانیتی هم در کار نیست . یعنی ما مثل بقیه ی حیوانات هستیم . حالا از کجا ثابت کنیم که امری فطری است یا خیر ؟ مثلا همه ی انسانها صداقت را دوست دارند و همه ی انسانها از ظلم فراری هستند . شما نمی توانید بگویید که این بخاطر ساختار اجتماعی است . ما می توانیم ساختار اجتماعی را طوری تعریف کنیم که همه از دروغ خوششان بیاید . حیا امری فطری است و حجاب برخاسته از حیا است . حدود حجاب فطری نیست . حدود حجاب شرعی است . این حدود در ساختار اجتماعی تعیین می شود . من نمی توانم بگویم که این حدودی که در ساختار اجتماعی تعیین می شود جزو فطرت است . این جزو قوانین اجتماعی ماست . اصل حجاب و پوشش زن و مرد امری فطری است . یک عده ای می گویند که ما فطرت نداریم . موی یک خانم جزو زیبایی هایش است و اگر آنرا بپوشاند الزاما این طور نیست که جلوی زیبایی های او را بگیرد . زیبایی هم امر فطری است و پوشاندن هم امری فطری است .اگر یک نفر به یک نفر ظلم کند و طرف حقش را بگیرد ، این کار زیباست ولی زیباتر از آن این است که ببخشد . یک وقت زیبایی در دو مرتبه قرار می گیرد . اگر ما از سطح دوم غافل بشویم سطح اول خیلی خوب است . یعنی جواب طرف را بده و حالش را بگیرد که دیگر از این کارها نکند . ولی اگر او را ببخشی طوری که خجالت زده بشود و توبه بکند ، این از مسئله ی اولی زیباتر است با وجود اینکه یک مسئله است . در بعضی از اندیشه ها فطرت ثانوی داریم . انسانها از گدایی بدشان می آید ولی ما انسانهایی را داریم که تربیت شده اند که در سن جوانی این کار را می کنند . پس این فطرت ثانویه است . مادرانی که مراقب هستند از نوزادی بچه شان را جلوی کسی تعویض نکنند یا به او شیر ندهند ، این بچه در سن دوازده سالگی از نظر پوشش از هم سن و سالهای خودش پر رنگ تر است .