|
آقای دکتر حسین ابراهیمی مقدم 30/9/89 روان شناس سوال – تعریفی از یادگیری ارائه بفرمایید . پاسخ – یادگیری تغییرات نسبتا پایدار در توان رفتاری یا رفتار بالقوه است که ناشی از تمرین تقویت شده باشد . یعنی اگر قرار است که یادگیری صورت بگیرد باید تغییر بوجود بیاید . دانش آموزی که در کلاس نشسته ، وقتی بیرون میآید باید یک انسان دیگری شده باشد . اگر تغییری نکرده باشد یادگیری صورت نگرفته است . تازه این تغییراتی را هم که می کند نباید طوطی وار لحظه ای باشد که موقعی که امتحانش را داد آن را فراموش کند بلکه باید پایدار باشد . شاید ما این توقع را نداشته باشیم که فرد تا آخر عمر همه ی آن چیزی که یاد گرفته به همان کیفیت روز اول نگه بدارد ولی این توقع را داریم که یک مقداری اطلاعات را نگه بدارد و پایدار باشد . به چیزهایی می توانیم یادگیری اطلاق بکنیم که توانایی آن باشد . مثلا شما می توانید به یک گنجشک یاد بدهید که نوکش را باز کند و من سرم را در دهانش بکنم ؟ اینکار شدنی نیست ولی به شیر می توانیم چنین آموزشی بدهیم که دهانش را باز کند و سرمان را در دهانش بگذاریم . و در ضمن به شیر نمی توانیم اموزش بدهیم که پرواز بکنند . بنابراین توان اولیه و بالقوه اش خیلی مهم است . آیا دانش آموز ما توان یاد گیری ریاضی را دارد ؟ اصلا هوش ریاضی را دارد ؟ یا اینکه ما میخواهیم به زور او را مهندس کنیم . اگر ما بخواهیم به زور این کار را بکنیم مثل شیری که به زور می خواهیم به او پرواز یاد بدهیم ، هیچ گاه نخواهد توانست که یاد بگیرد و یادگیری او دچار مشکل خواهد شود . انگیزه هایش دچار مشکل میشود و به شدت از نظر هیجانی ، عاطفی و رفتاری عقده و ناکامی را تجربه می کند و آن وقت ما یک انسان سالم را گرفته ایم و یک بیمار روانی را تحویل داده ایم چون می خواستیم یک چیزهایی را به او یاد بدهیم که یاد نمی گرفته است . تغییرات نسبتا پایدار در توان رفتاری که ناشی از تمرین باشد . این جوری نیست که من یک شربتی را به کسی بدهم و او یاد بگیرد . حالا ممکن است در آینده این اتفاق بیفتد . در مورد مولکولهای یادگیری یک پژوهشی انجام گرفته بود که موش ها را از ماز عبور داده بودند و موش ها یاد گرفته بودند که از ماز رد بشوند بعد خون و مایع مغز نخاعی موشها را از صافی رد کرده بودند ، دیده بودند که پروتئین هایی پشتش باقی می ماند و این پروتئین ها را به موش های دیگر تزریق کردند ، به موش هایی که در درون ماز و آن دالانهای پرپیچ و خم نرفته بودند و دیدند که موش های دوم راحت راه را پیدا کردند . و ممکن است در آینده این شربت کشف بشود و لی در حال حاضر چنین چیزی نداریم که بچه های ما بجای اینکه مدرسه بروند شربت فیزیک بخورند . این یادگیری است . اگر فردی نتواند یاد بگیرد به رغم آنکه آن توانایی را دارد می گوییم ناتوانی در یادگیری دارد . یکی از مشکلاتی که در بحث ناتوانایی یادگیری داریم این است که والدین می گویند که بچه ی ما به این خوبی رشد کرده است و فکر می کنند که دیگرهیچ مشکلی ندارد و ما نمیتوانیم بگوییم که بچه تان چنین مشکلی هم دارد . و باید با احتیاط آن را بگوییم و بعضی مواقع مادرها گله مند میشوند و می گویند که پیش یک روانشناس رفتم و گفت : که بچه تان مشکل دارد و دیگر پیش او نرفتم . خود دکتر مشکل دارد و نفهمید که بچه ی من سالم است . ما باید یک جوری به والدین بگوییم که این استعداد را دارد ولی می بایستی از راهش وارد شد . مادری پیش من آمده بود و همین را مطرح میکرد و به من گفت که شما هم معتقد هستید که بچه ی من به هیچی نمی رسد . من گفتم : شما فکر کن که سه تا ماشین داریم : مدل پایین و مدل متوسط و مدل بالا و بخواهیم این سه تا ماشین با هم حرکت بکنند و از یک نقطه به نقطه ی دیگری برسند . کدام زودتر میرسد؟ گفت : ماشین مدل بالا زودتر میرسد . خوب ماشین مدل پایین هم میرسد ؟ بله ولی دیرتر میرسد . با صبر ، حوصله و مراقبت بیشتر و رانندگی بهتر . این بچه ای هم که مشکل دارد می رسد ولی با صبر ، حوصله ی و مراقبت بیشتر . در اینجا مادر پذیرفت و گفت که حالا باید برای ناتوانی یادگیری بچه ام چکار کنم ؟ سوال – این ناتوانی یادگیری در چه سنی شایع است و شروع میشود ؟ پاسخ – در مورد میزان شیوع آن ابراز نظرهای متفاوتی صورت گرفته است .عده ای میگویند: بین ا تا 3 درصد از کل بچه ها را در برمیگیرد. بعضی ها میگویند تا 40 درصد این ناتوانی یادگیری را دارند و هر کس که یک چیزی را متوجه نمیشود معلم ها به آن برچسب ناتوانی یادگیری می زنند . بنظر می آید که نه این درست است و نه آن دیگری درست است . آمارهای ما در سازمان جهانی بهداشت تا حدود 5 درصد را مطرح می کند که البته در یک جاهایی کمتر و یا بیشتر است . در پسرها بیشتراز دخترها است . در کشور ما نسبت 3 به 1 و در بعضی مناطق 4 به 1 است . معدل هوش بین دخترها و پسرها یکسان است . مثلا یک دانش آموز دختر معدلش 18 شده است و یک دانش آموز پسر هم معدلش 18 شده است . دختر در درس ادبیات نمره ی بالایی گرفته است و دانش آموز پسر در درس تجسم فضایی نمره ی بالایی گرفته است . بخاطر همین پسرها در رانندگی در پارک دوبل خیلی سریعتر مهارت بدست می آورند ولی خانم ها ادراک تجسم فضایی شان کمی مشکل دارد و ممکن است یک راهبندان بزرگ بوجود بیاروند . خانم ها سخنرانان برجسته ای هستند و می توانند خطیب برجسته ای بشوند . خیلی از مواقع سن تشخیص داده نمیشود . معمولا بچه ها که وارد سن دبستان که میشوند آرام آرام تشخیص داده میشوند در حالیکه ما باید از خیلی قبل تر متوجه میشدیم. بعضی وقتها متوجه میشویم که این ها درسن دوازده ماهگی اولین کلمه را شروع به گفتن کرده اند . در حالیکه باید چند ماه زودتر این کار را می کردند . بعضی از والدین یا می خواهند قبول نکنند یا اینکه میخواهند خودشان را گول بزنند یا فقط به جنبه های مثبت نگاه میکنند ولی وقتی وارد محیط مدرسه میشوند کسی با آنها رودربایستی ندارد مخصوصا از کلاس دوم دبستان که درسه کمس جنبه ی درس پیدا می کند . از حالت بازی ، شعر و تفنن خارج میشود و از بچه تکلیف خواسته میشود ، در اینجا خودش را نشان می دهد . و تا دوره ی راهنمایی که میتواند آسیب رسان بشود . ما می گوییم که اگر بچه مشکل هوش داشته باشد ، این را در طبقه ی ناتوانی یادگیری نگذارید . این بعنوان یک مشکل هوشی طبقه بندی میشود سوال – ناتوانی یادگیری چه عواملی از خودش بروز می دهد و از چه طریقی میشود فهمید که بچه چنین مشکلی دارد؟ پاسخ - بچه هایی که ناتوانی یادگیری دارند هوش متوسط و یا بالاتر از نرمال دارند . یعنی هوش آنها 100 است و می بایست میتوانستند خوب پیش بروند . من خودم شخصا اعتقاد دارم که شاید هوش آنها بیشتر از این هم باشد. ولی چون آن ناتوانی مثل بیش فعالی را داشتند مشکل ایجاد کرده است یا سرآزمون که باید تست می زدند حواسشان جمع نبوده است . نمره ی خوب نگرفتند. اگر همین هوش را یک بچه ی دیگری داشت که توجه و دقت داشت ، نمره هوشی بالاتری را می آورد . اتفاقا آنها مشکل هوشی ندارند ولی ما دل ما نمیسوزد که بچه ای که نمره ی هوش آن نرمال است چرا عملکرد آن ضعیف است . در زبان گفتاری شان خیلی مشکل دارند . اینکه بتوانند با دیگران ارتباط کلمه برقرار کنند بتوانند حرف بزنند و روخوانی کنند و در ارتباطات نوشتاری. کافی است که به آنها بگویید که خودتان را روی کاغذ بیاورید . خودت را تعریف کن یا مشکل خودت را بنویس ، می بینید که نمی تواند . دیکته نوشتن آنها ضعیف است . در واقع قبل از اینکه فکر کنند عمل می کنند که امکان دارد این عملکرد نشان تِکانشی باشد . شاید خوب صحبت هم نکنند . هجی کردنشان مشکل دارد . اگر بخواهید بگوید که چهارمنهای دو چند میشود ؟ حتما باید بگویید که چهار تا دارم دو تای آن می رود چند تا می ماند ؟ یادسپاری اوبشدت دچار مشکل است . وقتی این بچه ها چنینی مشکلی پیدا میکنند چطور میشود از آنها انتظار روابط خوب داشت ؟ در دوست یابی مشکل دارند و دوست هم ندارند و معمولا با بچه های پایین تر از سن خودش دوست میشود و با انسانهایی دوست میشود که در شان خودش نیست . بعد که او بزرگتر میشود با انسانهای بزهکار و خطاکار دوست میشود و در جامعه می تواند برایش خطرآفرین باشد . بزبان خیلی ساده دیگران را می رنجاند .بچه ای در بیمارستان خوابیده بود و بچه ای که ناتوانی یادگیری داشت می خواست دیدن این بچه برود ، معلم به اوگفت که وقتی به بیمارستان پیش دوستت رفتی سلام من را هم برسان و بگو انشاءالله زودتر خوب بشوی . او رفت و برگشت . معلم به اوگفت رفتی ؟ و سلام من را رساندی ؟ او گفت : بله . معلم پرسید او چه گفت ؟ او گفت : فضولی موقوف . درک نمی کند که او یک چیزی گفته و او نباید آن را به معلم بگوید . این روابط اجتماعی را بشدت مختل می کند. مادری تعریف میکرد که داشتیم خانه ی مادرشوهرم می رفتیم و راه خیلی دوربود و من به شوهرم اعتراض کردم . وقتی به خانه ی مادرشوهرم رسیدم او را بغل کردم و گفتم که دلم برای شما تنگ شده بود .پسرم گفت که مادر در راه چیز دیگری می گفتی . اگر بخواهیم یک دسته بندی اصولی و خوب انجام بدهیم می توانیم روی سه دسته کار بکنیم . یک دسته مشکلاتی که بعنوان مشکلات حرکتی از آن نام می بریم . یک دسته مشکلاتی است که بعنوان کمبودهای ادراکی مثل کمبودهای توجه از آن نام می بیرم . یک دسته بحث های اختلالت زبانی و گفتاری است . مشکلات حرکتی را می توان به دو دسته تقسیم کرد . یکی مشکلات حرکتی درشت . این بچه ها وقتی راه می روند به در و دیوار می خورند . خیلی مهارت های حرکتی را که می بایست داشته باشند ندارند . در زمین فوتبال همیشه سرخورده میشوند و نمی توانند آنچنان که باید و شاید نقشی را ایفا کنند . در حرکات ضعیف مثلا می خواهد فنجان آب را بردارد روی خودش می ریزد . موقع نوشتن خودکار را از انتها می گیرد و این موجب بد خطی او میشود . بلد نیست قاشق را چگونه دست بگیرد و این باعث خواهد شد که بعنوان انسانی بی دست و پا باشند که مشکل رفتاری دارند . اگر چند تا پازل به آنها بدهیم و چند مکعب به آنها بدهید که روی هم بگذارند نمی توان این کارها را بکند و یک بچه ی پنجم دبستان هنوز نمیتواند پرتغال پوست بکند و بند کفشش را خودش ببندد . کارهای شخصی حرکتی را بدرستی انجام نمیدهد . سوال – من یک بچه ی 4 ساله دارم که هوشش خوب است و زود هم زبان باز کرد . حفظیات او خوب نیست و الان به سختی توانسته شمردن تا 7 را یاد بگیرد . هیچ سوره ی قرآنی را نتوانسته حفظ کند . مشکل از چیست ؟ پاسخ – بعضی مواقع پدر و مادرها گله مند هستند که بچه شان کتابش را در مدرسه جا می گذارد یا کلیدها را جا میگذارد و پشت در می ماند . می خواهد شعرحفظ کند مشکل دارد . ما این را ناتوانی در حافظه می دانیم و یکی از بحث های ناتوانی یادگیری همین بحث حافظه است . حافظه را شبیه یک کتاب دار فرض کنید . یک کتابدار نشسته ، شما کتابی به او میدهید و او می گیرد در قفسه ی مخصوص خودش میگذارد و نفر بعدی که آمد باز از همان قفسه کتاب را بر میدارد و به طرف میدهد . حافظه ی ما هم همینطور است . اولا باید اطلاعات خوب در قفسه های ذهن مان جاسازی بکنیم و بعد بتوانیم خوب از قفسه ها برداریم و در زمان لازم آنرا ارائه بدهیم . مثلا در موقع امتحان بتوانیم آن را ارائه بدهیم . حالا فرض کنید که من اطلاعات خوبی دریافت نکنم یا اطلاعات را خوب طبقه بندی نکنم نمی توانم آن را بردارم . مثلا کتاب فیزیک را در قفسه ی کتاب شیمی بگذارم ، وقتی می خواهم آن را پیدا کنم باید خیلی دنبال آن بگردم . شاید نتوانم آن را پیدا کنم . اگر یک دانش آموز اطلاعات را خوب دریافت نکند و طبقه بندی نکند نمی تواند آن را خوب پس بدهد . این بعنوان اختلال حافظه تلقی میشود . حتما باید مورد بررسی دقیق قرار بگیرد . البته ما دنبال این نیستیم که بچه ها همه چیز را حفظ بکنند . گاهی مشکلی که در مدرسه های ما هست این است که بچه های ما را وادار می کنند که خیلی چیزها را حفظ کنند . گانیه روانشناس یادگیری در مثلث یادگیری مرحله به مرحله ی یادگیری را مطرح می کند پیش پا افتاده ترین مرحله حفظ کردن است . متاسفانه ما می خواهیم بچه ها در دانشگاه هم حفظ کنند . بهترین نوع یادگیری یاد گرفتن است که فرد با جان و دل این را درک کند ، جذب بشود ، درگیر کند و کار کند و بکار ببندد یعنی فهمیدن . چون ارزیابی ما نمره آخر سال است مجبورهستیم که بگوییم کاری بکنیم که بچه خوب یاد بگیرد و بتواند خوب پس بدهد . فرض کنید در یک مجلس میهمانی با فردی آشنا میشوید و بعد دیگر تا آخرعمر شاید هرگز او را نبینید ، اسم او را یاد نمی گیرید و یادتان نمی آید . ولی اگر بدانید فرد مهمی است و ممکن است ارتباطی با او داشته باشید ، مرور می کنید و نگه میدارید توجه می کند . بچه ی شما خوب توجه نمی کند ، خوب مرور نمی کند و خوب نگه نمی دارد بنابراین خوب پس نمی دهد . بله او ناتوانی یادگیری دارد و باید حتما مراجعه داشته باشند . سوال – نکات تغذیه ای در مورد هرم غذایی بفرمایید . پاسخ – امروز می خواهیم در مورد هرم غذایی صحبت داشته باشیم . ما غذاهای مختلفی را که می خوریم به پنج گروه کلی آنها را تقسیم میکنیم . بر اساس اینکه این مواد چه مواد مغذی را در نهایت به بدن ما میرسانند با شباهت هایی که با همدیگر دارند تقسیم بندی میشوند . اولین طبقه بندی غذاها که به آن قوت غالب هم به آن میگوییم یعنی هر روز به نوعی مورد استفاده قرار میگیرند اینها مواد نشاسته ای هستند ، نان و غلات . نان ، برنج ، ماکارانی ، جو ، ارزن ، ذرت و سیب زمینی را می توان در این گروه قرار داد . این ها عموما مقدار کمی پروتئین به بدن ما می رسانند . مواد نشاسته ای و انرژی زا خیلی مهم هستند . فیبری که همراه خودشان وارد دستگاه گوارش ما می کنند به سلامتی دستگاه گوارش ما کمک می کند و هم برخی ویتامنیها و مواد معدنی . بعضیها متوجه شده اند که با نخوردن نان و برنج به مدت طولانی ممکن است باعث ریزش موی فرد بشود . مسلما این بخاطر مواد نشاسته ای نیست بلکه بخاطر مواد ویتامینی است که در گروه نان و غلات وجود دارد. پس ما در روز باید مقداری مواد نشاسته ای را مصرف کنیم و بیشترین موادی که مصرف میکنیم همین نشاسته ها هستند اولین پایه ی هرم را مواد نشاسته ای تشکیل میدهند . حداقل روزانه به اندازه ی پنج سهم یا پنج واحد از این مواد نشاسته ای استفاده بشود و یازده سهم برای یک فرد معمولی . یک خانم تصمیم گرفته است که وزنش تغییر نکند فعالیت چندان زیادی هم ندارد می خواهد غذایی را بخورد که در روز کافی و سالم باشد و وزنش را در حد مناسب نگه دارد بنابراین از این مواد نشاسته ای پنج سهم می خورد . صبح به اندازه ی دو لقمه ی غذایی نان می خورد ، ظهر پنج الی شش غذا خوری برنج می خورد و شب هم دو لقمه نان میخورد و به این ترتیب پنج سهم از کربوهیدراتی دریافت کرده است . گروه دوم یا پله ی دوم هرم غذایی گروه سبزیجات هستند که ما سه الی پنج سهم در روز نیاز داریم . روزانه به اندازه ی سه تا پیش دستی سبزی خام و یا کمی سبزیجات پخته یا آب سبزیجات را می توانیم در رژیم غذای مان بگنجانیم . گروه سوم گروه میوه ها هستند که دو تا چهار واحد توصیه میشود در غذای ما باشد . به اندازه دو تا سه تا پرتغال و یا سیب یا موز را مصرف کنیم .گروه چهارم گوشت ها هستند که در روز باید سه تا تکه مصرف بشوند .گروه آخر شیر و لبنیات هستند که توصیه میشود که جمعا سه لیوان شیر ، ماست و پنیر مصرف بشود . سوال – آیا اختلال در یادگیری با دیر آموزی هر دو یکی است ؟ پسر من قبل از دبستان از او تست گرفتند و گفته اند که دیر آموز است. الان کلاس اول است و سه ماه که گذشته خیلی در نوشتن مشکل دارد . من خودم باید دستش را بگیرم تا بتواند بنویسد . در ارتباط رفتاری با دیگران خیلی هم مشکل دارد . موقع نوشتن اصلا تمرکز ندارد و توجه اش خیلی پایین است . بچه ی آرامی است و پرتحرک نیست ولی دکتر گفته باید دارو ریتارین مصرف کند . راهنمایی بفرمایید . پاسخ – یک موقع بچه خیلی حرکت می کند ، بالا و پایین می رود و بدن آرام و قرار ندارد ولی یک وقت ذهن تمرکز ندارد و آرام و قرار ندارد . در آنجا بیش فعالی را در حرکات و رفتار بچه می بینیم ولی در اینجا از این شاخه به آن شاخه پریدن ذهنی را می بینیم که در اینجا هم یک نوع بیش فعالی است . بعضی از پدرها و مادرها گله مند هستند که فرزندشان هر دو نوع بیش فعالی را دارد . این دیگر خیلی بدتر است . شما پیش روانپزشک رفته اید که ریتارین داده اند . روانشناسان بیشتر روی اصول رفتاری کار می کنند مگر اینکه جواب ندهد و بعد از می گویند که از دارو استفاده شود . ایشان مشکل هماهنگی چشم و دست دارد و نمی تواند خودش مشتش را خوب جمع بکند و کار کند . مغز خوب به دست فرمان نمی دهد و ارتباط بخوبی برقرار نمیشود . باید کاری بکنیم که این مشکل هماهنگی کم بشود . یکی از کارهای ساده ای که میشود انجام داد بازی پینگ پُنگ است . این بازی با توپ های کوچک باعث میشود که بچه خیلی حواسش را جمع بکند و توپ را نشانه بگیرد و راکد را در دست بگیرد و این هماهنگی را خیلی بالا می برد . شنا کردن ، بازی هفت سنگ ورزش هایی که هماهنگی چشم و دست و پا را زیاد می کند می تواند برای او خوب باشد . بیش فعالی هم یک قدار با مسئله ی تغذیه در ارتباط است . باید بعضی از مواد غذایی را نخورند مثلا غذاهایی که مواد افزودنی حتی مجاز داشته باشند مثل اسمارتیز ، پفک ، نوشابه ، کاکائو باید کمتر مصرف کنند حتی بعضی از میوه ها که حساسیت ها را بوجود می آورد مثل گوجه فرنگی باید کمتر مصرف بشود . سرخ کردنی باید کمتر مصرف بشود . در مکانی باشید که دود کمتری وارد خانه بشود مخصوصا دودی که همراه با سرب باشد بیش فعالی را بیشتر می کند . اگر با خمیر یا آب رنگ بازی می کند دستکش دستش کند و یا قبل از غذا حتما دستش را بشوید ، این ها باعث میشود که بچه بشدت مشکل پیدا کند . نوردرمانی روی این بچه ها تاثیر خوبی دارد . سعی کنید که نور اتاق تان فقط یک نور مهتابی نباشد . یک نور ترکیبی از لامپ و مهتابی باشد . نور آفتاب هم خیلی میتواند به این بچه ها کمک کند . بچه ی ایشان مشکل اختلال توجه دارند و در کنارش مشکل حرکتی را هم دارند . بهتر از بجای دارو از درمان حرکتی رفتاری استفاده کنند . این خانم باید پیش یک متخصص روانشناس بالینی برود یا پیش یک کاردرمان یا متخصص کودکان استثنایی هم می تواند برود . سوال – دختر 12 ساله دارم . در یادگیری مشکل دارد و بیش از پنج دقیقه بیشتر نمی تواند درس بخواند . در دوره ی دبستان روش درس توصیفی داشتند و غلط هایشان را خیلی نمی گرفتند و فکر میکند که امسال هم همین طور است . امسال در مدرسه شیطان شده است . در خانه خیلی شیطان نیست . یک پسر کوچک دارم که مدرسه میگوید باید جهشی درس بخواند . راهنمایی بفرمایید . پاسخ – اگر دانش آموز تلاش می کند و به نتیجه ی آن میرسد و اگر انگیزه هم داشته باشد که بهتر است ولی اگر ببیند که هرچه تلاش میکند به نتیجه نمیرسد دیگر تلاش نخواهد کرد . اولا من فکر می کنم که بچه ی شما دارد با برادرش مقایسه میشود . ثانیا احساس می کند که هرچه هم تلاش کند فایده ندارد بنابراین در مدرسه رفتار دیگری را در پیش گرفته است و اعتماد بنفسش پایین آمده است . چونوارد سن نوجوانی شده است احتمال دارد جذب گروه های دیگری هم بشود مثلا دوستانی که رفتارهای شیطنت آمیز داشته باشند و این جوری می خواهد برای خودش موقعیتی را دست و پا بکند . در اینجا ارتباط با معلم ها ضروری است . بچه ی ایشان مشکل هوشی ندارد و مشکل بیش فعالی ندارد . در اینجا بیشتر مشکل هویتی دارد . وارد دوره ی نوجوانی میشود و هویتش را هم گم کرده است و با بچه ی کوچکتر هم ازنظر هوشی مقایسه میشود و ممکن است سرزنشی هم این وسط باشد و در ایشان یک افت عاطفی دارد اتفاق می افتد . ایشان باید از یک روانشناس کمک بگیرند . بعنوان توصیه ی پایانی این را عرض کنم که پدر و مادر خیلی نقش دارند . مهمترین نقشی که دارند این است که خودشان معلم های خوبی باشند . بهترین معلم خود پدر و مادر هستند. پس آموزش باید با آرامش باشد . خودشان خیلی با کتاب آَشتی باشند . اگر می خواهید بچه هایتان مشکل در یادگیری نداشته باشند درست آموزش بدهید و خودتان دنبال کتاب باشید . بچه ها ببینند و الگو برداری کنند . انشاء الله یا بگیرند .
|