90-08-01

آقای بهمن پور
سوال – وقتی فردی می میرد و او را داخل قبر می گذارند ، آیا داخل آن قبر است که نکیر و منکر می آیند و از او سوال و جواب می کنند ؟
پاسخ – ما همه چیز را با زندگی دنیایی خودمان قیاس می کنیم و این باعث سوء تفاهم می شود . هر توضیحی که داده شده بخاطر این است که برای ما ملموس باشد . شما هر قدر بخواهید برای جنین دنیا را تعریف بکنید نمی توانید . اگر شما برای جنین از     رنگ های و طبیعت و شعر این دنیا بگویید ، او نمی فهمد .شما باید طوری برای او تعریف بکنید که بفهمد . چیزهایی که برای ما گفته شده در قالبی است که ما آنرا بفهمیم . تعریف هایی که گفته شده معنایش این نیست که همان چیز هایی است که ما تصور     می کنیم . سوال و جواب که بین انسان و ملائکه اتفاق می افتد دقیقا همان سوال وجواب دنیایی نیست . دنیای برزخ را عالم قبر هم می گویند زیرا دنیای قبر برای ما ملموس تر است . اگر کسی در اثر حادثه ای بدنش از بین رفت ، بدن معنوی او از بین نمی رود .
سوال- اینکه در سوالات قبر می پرسند امام شما کیست ، این هم تعبیر دیگری دارد ؟
پاسخ – سوالات قبر به این صورت نیست که از ما بپرسند پروردگار و پیامبر تو کیست و ما اسم آنرا بگوییم . یک ملک است که در عالم قبر قوای مثالی ما را به کارمی اندازد . ما الان گوش و چشم مثالی داریم ولی بکار نیفتاده است البته برای بعضی ها بکار افتاده است . این ملک چشم و گوش مثالی ما را به کار می اندازد . یکی از مهمترین چیزهایی که این ملک بکار می اندازد حافظه ی مثالی است . وقتی حافظه ی مثالی بکار می افتد تمام زندگی شخص پیش چشم او می آید . اینملک برای همه ی انسانها این کار را می کند و می رود . دو ملک که از ما سوال می کنند باورهایی از اعماق وجود ما را بیرون می کشند که این برای انسانهای شقی دردناک است زیرا خودشان هم این باورهای نادرست را قبول ندارند . برای کسانی که محض ایمان هستند این کار بسیار لذت بخش است . به ملک آنها نکیر و منکر نمی گویند بلکه نذیر و مبشر می گویند . در آنجا زبان همگانی و آن دنیایی وجود دارد که همه زبان همدیگر را می فهمند . وقتی این دو ملک از من سوال می کنند می خواهند آن چیزی که در عمق وجود من در مورد خدا شکل گرفته است را بدانند . ارگ قرار است که اسم ائمه را بپرسند این یک دین تشریفاتی    می شود که ما می توانیم اسامی را حفظ کنیم و آنجا جواب بدهیم .
سوال – فشار قبر چیست ؟
پاسخ – فشار قبر یک نعمت الهی است و برای همه هم هست . برای مومنین فشار قبر نعمت است وبرای کافرین عذاب است . وقتی باران می آید برای زارع نعمت است و برای سفالگر نقمت است . وقتی ما از این دنیا می رویم یک سری ناپاکی هایی داریم که این ناپاکی ها باید ریخته بشود . این یک حالتی است که برای روح انسان رخ می دهد مثل تب و عرقی است که برای بیمار رخ می دهد و این نشانه ی فروکش کردن بیماری است . در روایت داریم که هیچ مومنی نیست مگر اینکه این فشار را احساس کند . این مثل فشاری است که چرک ها را می ریزد . برای کسی که این چرکی ها به او چسبیده است این جز فشاری تاثیری برای او ندارد ولی برای مومن فشار باعث ریخته شدن چرک ها است . البته این فشار به زبان ما است نه اینکه ملک ما را فشار می دهند .
سوال – وقتی خدا به درون و اعتقادات درون ما آگاه است چرا نکیر و منکر از ما سوال می پرسند  ؟
پاسخ – این اتفاقاتی که می افتد بخاطر آگاهی خدا نیست بلکه روندی است که ما با آن آشنا بشویم . خداوند می داند که چه کسی در بهشت و چه کسی در جهنم جای می گیرد . این روند رسیدن به قیامت است . این روندی است که ما باید آنرا طی کنیم تا آن رشد را بدست بیاوریم تا به آنجا برسیم. پس این سوالات بخاطر این است که انسان روند را بشناید و به آن تکامل برسد .
سوال – شما می فرمایید که مرگ ورود به مرحله ی بازگشت است . پس چگونه رجعت وجود دارد ؟
پاسخ – ادیان ابراهیمی و فلاسفه قائل به تناسخ نیستند زیرا تناسخ یک چیز غیر معقولی است . در مورد رجعت ما نمی دانیم که آنها چگونه برمی گردند . آیا با بدن مثالی بر   می گردند یا با بدن واقعی برمی گردند ؟ اینکه رجعت رخ خواهد داد اجماع بین شیعیان است ولی کیفیت رخ دادن آن مشخص نیست . در ضمن رجعت برای همه اتفاق نمی افتد . در قرآن داریم که عده ای به خواست خدا زنده شده اند و این از استثنائاتی است که به خاطر حکمت هایی رخ می دهد . چیزی که قالب است این است که راه بازگشتی پس از مرگ وجود ندارد مگر اینکه خدا بخاطر حکمتی اقتضای این کار را داشته باشد .    
سوال – زمان مرگ چه وقتی است ؟ آیا وقتی قلب از کار می ایستد مرگ اتفاق می افتد ؟
پاسخ – یک وقت مرگ مغزی اتفاق می افتد یعنی مغز کار نمی کند ولی قلب کار      می کند ، این انسان زنده است و روح از بدنش جدا نشده است . و ممکن است که طرف تجربیات نزدیک به مرگ داشته باشد یا اصلا خواب باشد. در مرگ مغزی اگر اطبا بگویند که دیگر امکان برگشت نیست ، علما روی پیوند مشکل دارند زیرا می گویند که هنوز مرگ حاصل نشده است . یک وقت با وصل کردن دستگاه قلب کار می کند که اگر دستگاه را جدا کنند فرد می میرد . عده ای از پزشکان روی این مسئله بحث های اخلاقی دارند که آیا ما می توانیم دستگاه را قطع بکنیم یا خیر . وقتی بدن رو به فاسد شدن     نمی رود معنایش این است که هنوز روح در بدن وجود دارد .
سوال – کسانی که در دنیا پست و مقام دارند ،آیا در آخرت هم به آنها پست و مقامی    می دهند ؟
پاسخ – در قرآن داریم که پست و مقام های آن دنیا براساس تقوا تعیین می شود . چیزی که در همه ی ادیان تاکید شده است این است که به مقداری که شما یاد خدا هستید و به مقداری که این یاد را مراعات می کنید که به آن تقوا می گویند ، مقام و رتبه ی شما در آن دنیا تعیین می شود .
سوال – آیا کسانی که مرده اند از این دنیا مطلع هستند ؟
پاسخ – مرده ها بصورت غالب مطلع نیستند . مثل ما که از آن دنیا مطلع نیستیم آنها هم از این دنیا مطلع نیستند . زیرا مرده ها ابزار تجربه ی این دنیا که بدنشان بوده است را از دست داده اند . ابزار تجربه ی آن دنیا بدن مثالی است . آنها گوش و چشم و ... مثالی دارند ، می خورند و می آشامند البته به این دنیا خیلی متفاوت است . مرده ها در مواقع خاصی می توانند بینند که دراین دنیا چه می گذرد . البته همه ی وقایع را هم نمی بینند . روایت داریم که بعضی افراد می توانند هفته ای یک بار بیایند و ببینند که خانواده شان چکار می کنند. در واقع مرده به این دنیا برنمی گردد بلکه اجازه دارد که این دنیا را ببیند و حس کند . ارواح در برزخ یک زندگی عجیبی دارند . قیاس برزخ با دنیا امکان ندارد . یک تعلقی بین روحی که در برزخ زندگی می کند با قبر خودش وجود دارد . که تنگی قبر بستگی به نوع اعمالی دارد که فرد انجام داده است . پس همه بطور عام     نمی دانند که در این دنیا چه می گذرد ولی بطور خاص امکان دارد . ائمه دنیای ما را    می بینند همان طور که افرادی در این دنیا چشم برزخی دارند .
سوال – در روز قیامت وقتی صور دمیده می شود و همه مرده ها بلند می شوند و بعد دوباره همه ی انسانها و حیوانات می میرند و خدا تنها بافی می ماند . راهنمایی بفرمایید .  
پاسخ – در قرآن داریم که دو تا واقعه ی بزرگ اتفاق می افتد .یکی مرگ همگانی و یکی زنده شدن همگانی . نفخ صور یا دمیده شدن شیپور معنایش این است که با یک صیحه ی (صدا) عظیم همه چیز از دنیا می رود . بعد یک فاصله ای است و باز دوباره همه با دعوت زنده می شوند . همه ی آنچه که در این عالم است باید وارد عالم آخرت بشوند. عالم آخرت با عالم دنیا فرق دارد ، خصوصیات انسانها و مواد با هم فرق دارند . درخت ، آب و دریاچه در آخرت وجود دارد ولی خصوصیات آنها با دنیا فرق می کند . این دنیا به دنیای آخرت تبدیل می شود ولی از بین نمی رود. باید یکسری تغییرات شگرفی رخ بدهد . این تحولات برای ارواح انسانها و ملائکه خیلی سخت است و قابل تحمل نیست . خدا همه ی موجودات را در یک خوابی فرو می برد و بعد عالم را به تبدیل به نشئه ی آخرت می کند . در قرآن می فرماید : کوهها متلاشی می شود ،     ستاره ها فرو می ریزد ودر عالم معنویات هم تحولاتی رخ می دهد . خدا همه را در خواب نگه می دارد و تحولاتی می شود و بعد دوباره همه را زنده می کند و وارد     نشئه ی آخرت می کند .
در روایات داریم که وقتی همه می میرند ندا می رسد ملک از آن کیست ؟ از آن خداوند واحد قهار . در آن موقع روحی وجود ندارد که این را بشنود . اتفاقی که در نفخ صور رخ می دهد همه در زمین و آسمانها مدهوش می شوند . فلسفه ی این کار این است که این تحولات عمیق است و هیچ روحی تحمل این تغییرات را ندارد لذا همه باید بمیرند تا این تحولات انجام بشود و بعد در قالب جدید برمی گردند . کرم ابریشم دور خودش پیله     می پیچد  وقتی از پیله بیرون می آید یک پروانه است . وقتی ما بعد از نفخ صور      می میریم و دوباره زنده می شویم مثل یک فرد دیگری می شویم . دراین دوره ی طولانی تحولات انجام می شود و بعد ارواح به نشئه ی آخرت برمی گردند .
در روز قیامت که ما زنده می شویم مالک یوم الدین است و آن موقع این حس می شود. در این دنیا هم خدا مالک همه چیز است ولی ما حس نمی کنیم . بخاطر همین خدا در آن دنیا می فرماید : مالک یوم الدین. در لحظه ای که همه می میرند این ندا می پیچد که خدا واحد قهار است .
سوال – آیا درست است که بعد از تدفین روح به جسد برمی گردد ؟ حکمت گذاشتن سنگ لحد چیست ؟
پاسخ – روح هیچ وقت به جسد برنمی گردد . روح که وارد برزخ شد دیگر به این دنیا و جسد برنمی گردد . روح ما در  این دنیا در جسد قرار دارد که از قوای جسد استفاده بکند . جسمی که از دنیا رفته است دیگر قوایش کار نمی کند و برگشتن روح به آن جسد فایده ای ندارد. اینکه سنگ لحد می گذارند از باب استحکام قبر است و اینکه پوسیدگی جسد باعث آلودگی نشود و این به دلیل روحانی نیست .
سوال – در مورد بدن مثالی توضیحاتی بفرمایید .
پاسخ – ما موجودی هستیم که در دو بُعد زندگی می کنیم . یک بُعد آن دنیای مادی است و یک بعد آن عالم مثال است . مثال به معنای تصویر و شکل است . در آنجا خصوصیات شکل و رنگ هست ولی ماده وجود ندارد . مثل موجودی که شما در خواب می بینید که همه ی خصوصیات را دارد ولی ماده ندارد .
چیزی که ما در آینه می بنیم انکسار نور است و واقعی نیست ولی چیزی که در عالم مثال وجود دارد واقعی تر از این دنیا است . درواقع این دنیا سایه ای از آن است . ما در هر دو دنیا زندگی می کنیم . دوتا بدن هم داریم  و هر کدام ابزاری دارد . شما الان گوش برزخی هم دارید و اگر این گوش فعال بشود چیزهایی می شنوید که باورکردنی نیست . الان چشم برزخی شما فعال نیست ولی با ریاضت و تهذیب نفس آن قوا را فعال می کنند و بعضی چیزها را می بینند و می شنوند . مثلا تقدیس درختان را می شنوند که این برای عالم برزخ است. وقتی ما می میریم این قوای مثالی فعال می شود و چیزهای عجیب آن عالم را می بیند. روح با این بدن مثالی از دنیا خارج می شود. ارواح با همان ابزار مثالی نگاهی هم به این دنیا دارند . البته این همیشگی نیست و بتدریج که از زمان مرگ ما می گذرد، نگاه به دنیا کم رنگتر می شود . دراوقات خاصی روح می تواند دنیا را ببیند . برای اولیاء خدا و کسانی که مقام شان بالاست می توانند این دنیا را ببینند .
سوال – فرق مرگی که در این دنیا اتفاق می افتد با مرگی که در نفخ صور اتفاق می افتد در چیست ؟
پاسخ – در هنگام نفخ صور همان روح همراه با بدن می میرد . ملائکه هم کاملا      می میرند .مرگ ما مرگی است که روح با تمام ادراکاتش به برزخ منتقل می شود. مرگ در زمان بعد از نفخ صور ، مرگ با تمام ادراکات است. یعنی یک مرگ واقعی .
سوال – تاثیر نماز در هنگام مرگ چیست ؟  
پاسخ – در این دنیا حجابی وجود دارد که ما نمی توانیم حضور خداوند را ببینیم . ولی در دنیای برزخی حضور خداوند احساس می شود. در آخرت حضور خدا باعث می شود که ما زنجیره ی اسباب و علل را ببینیم . در این دنیا زنجیره ی اسباب وعلل مانع      می شود که ما خدا را ببینیم . در عالم آخرت زنجیره علل و اسباب از بین نمی رود ولی حضور خدا آنقدر قوی احساس می شود که اجازه نمی دهد که ما علل واسباب را ببینیم . مثل این است که خداوند هر کاری را خودش مستقیم انجام می دهد . نماز یاد خداست . البته بهترین نوع یاد خدا نماز خواندن است. شما هر چه بخورید سیر می شوید ولی         می گویند که اگر فلان غذا را بخورید بهترین کالری را به بدن شما می رساند . در اسلام به ما گفته شده که این نوع ذکر (نمازخواندن) بهترین فایده را به روح شما می رساند . هر چقدر این یاد قوی تر باشد در لحظه ی مرگ روح آرامش بیشتری دارد واحساس قرابت و شوق بیشتری برای رفتن می کند . پس مرگ برای انسان بسیار آسان و لذت بخش می شود . ای نفس مطمئنه به سوی خدا بیا . نفس وقتی مطمئنه می شود که یاد خدا در آن باشد . نماز بهترین شکل یاد کردن خداست .