90-08-08

موضوع برنامه: دین و معنویت 8
کارشناس برنامه: دکتر سید علی مرتضویان
سوال- در باب اسلام،توسعه و ارتباط با دین مقدمه‌ای را بیان کنید؟
پاسخ -  بحث توسعه و پیشرفت،بحثی فنی، دور از زندگی بشر و فقط مختص سازمان برنامه و بخش‌های برنامه ریزی وزارت خانه‌ها نیست بلکه توسعه در چند دهه گذشته خصوصاً از جنگ جهانی دوم به بعد، در متن زندگی تمامی انسان‌ها وارد شده و همه‌ی شئون زندگی از برنامه‌ریزی‌های دولتی تحت عنوان برنامه‌های توسعه تاثیر می‌پذیرد. بنابراین نیاز به یک حساسیت نسبت به واقعیات ملموس هم هست یعنی بررسی شود که آیا این برنامه و مفهوم توسعه اصولاً ارتباطی با معنویت،دین و اخلاق دارد یا صرفاً پدیده‌ای فنی و اقتصادی در اختیار متخصصان این رشته‌هاست. تجربه ثابت کرده که بدون مشارکت و دخالت موثر شهروندان خصوصاً دانشجویان، برنامه‌های توسعه هرگز به خوشبختی منجر نمی‌شود.
سوال- انسان میراث‌دار زمین است. آیا دین می‌تواند الگوهایی برای انسان تبیین کند تا میراث‌دار خوبی بر روی زمین باشد تا بدین وسیله توسعه‌ی زندگی خود را سامان دهد؟
پاسخ- تجربه ثابت کرده که حرکت بشر به سوی معنویت و دین است. بعد از جنگ جهانی که بحث توسعه به طور جدی مطرح شد، یک طرز فکر وجود داشت و آن این بود که رشد اقتصادی را بیشتر کنیم، زمانی که رشد اقتصادی حاصل شد،در کنار و نتیجه‌ی آن چیزهای خوب دیگر هم همراه خود می‌آورد و مردم با یکدیگر زندگی بهتر،امنیت بیشتر و آسودگی خاطر خواهند داشت. اما نتیجه‌ی دو سه دهه اول توسعه و صنعتی شدن این نبود به طوری که جهان به سوی ناآرامی سوق داده شد،اخلاق سیر نزولی را طی کرد،کیفیت زندگی تنزل پیدا کرد و شورش‌ها و خشونت‌ها جهان گستر شد. در سیر تاریخی هم اگر دقت کنیم مشاهده خواهیم کرد که دو جنگ جهانی در کشورهای توسعه یافته رخ داد. بنابراین گروهی به رفع این مشکل پرداختند و درباره‌ی همین بُعد جدید به صحبت پرداختند.به طور مثال اذعان داشتند چون ما انسان هستیم پس باید شاخص‌های انسانی را وارد کنیم و نه شاخص توسعه را. تعاریف اولیه‌ی شاخص‌های انسانی بسیار محدود بود. مثلاً تعداد بیمارستان،تعداد تخت بیمارستان نسبت به جمعیت،مرگ و میر نوزادان. آنچه مشاهده می‌شود این است که شاخص‌ها جنبه‌ی کمی دارند. برای این‌که این‌ها در جامعه‌ی بشری تحقق پیدا کند، نهادهایی از جمله سازمان ملل تاسیس شد. در دهه 80 و 90 بازنگری دیگری که تحت تاثیر مشکلات صنعتی شدن داشت صورت گرفت.پدیده‌هایی مثل آلودگی محیط زیست باعث شد که بحث توسعه پایدار مطرح شود،در حال حاضر هم این بحران ادامه دارد.
سوال- کشورهایی که اعتقاد و باور دینی دارند به مقوله توسعه از منظر دین نگاه می‌کنند. آیا دین می‌تواند درمان جدی برای رفع این بحران‌ها باشد یا صرفاً کارکردی مسکن گونه دارد؟
پاسخ- در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یک، این فهم عمیق‌تر شده و انعکاس پیدا کرد.در ابتدا که توسعه‌ی پایدار مطرح شد قرار بود که توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی از یک سو، توسعه‌ی سیاسی از سوی دیگر و توسعه‌ی زیست محیطی هم از سوی دیگر درکنار هم باشند .به سرعت تغییری در این رویکرد دادند و اذعان داشتند که این سه مورد را هنگامی که کنار هم قرار می‌دهید یک توسعه‌ی پایدار ضعیف به دست می‌آید.در حالی که جهان به یک توسعه‌ی پایدار قوی نیاز دارد و آن توسعه‌ای است که تمام عناصر توسعه از جمله،اقتصادی،اجتماعی و سیاسی را در درون یک دایره بزرگتر به عنوان محیط زیست،به عنوان ارزش‌های دینی و معرفت،لازم است یعنی یک سطح بالاتر عقل مطرح شد.
سوال- گروهی از افراد ادعا دارند که با فاصله گرفتن از دین و رفتن به سوی مدرنیته می‌توان به سطوح بالاتر رفت. این ادعا درست است؟
پاسخ- این نگاه یک نگاه و تفکر جهانی و ملی نیست. دین در این راستا نه تنها الگو دارد بلکه تنها پاسخ کارآمد که تضمین اجرا دارد هم می‌باشد که این دین می‌تواند شامل هر نوع دین شود البته در اولویت آنها ادیان ابراهیمی قرار می‌گیرد. بنابراین پاسخ کارآمد به این مشکلات فقط به فقط از دریچه‌ی دین حل می‌شود.
سوال- توسعه‌ای که امروز به آن دست پیدا کردیم،آیا مدیون لجام گسیختگی توسعه یا نبود محدودیت‌ها نیست؟چه بسا اگر این محدودیت‌ها و چارچوب‌ها مثل دین وجود داشت امروز در جایگاه امروز خود نبودیم؟
پاسخ: مارکس وبر یکی از بزرگترین جامعه‌شناسان غرب بیان می‌کرد که توسعه غرب در پرتو اصلاح دینی صورت گرفت و ایده‌ی معروف ایشان یعنی اخلاق پروتستانی موید همین موضوع است که این دیدگاه را بسیاری در دنیا اعتقاد دارند البته گروهی هم از جمله مارکسیست‌ها با آن اختلاف نظر داشتند که با فروکش کردن مارکسیست، اهمیت این عقیده بیشتر شد. بنابراین اگر از دید علوم اجتماعی بنگریم،دین نه فقط ضد توسعه نبوده بلکه بشر را از بسیاری از مشکلات و سدهای فکری آزاد کرد. در حقیقت دین، یک تفکر انقلابی است.
سوال- اگر محدودیت‌های خرافی برگرفته از احکام اسلام که توسط اندیشمندان معاصر ایجاد شده را رفع و برطرف کنیم،آیا جوامع اسلامی می‌توانند به توسعه‌ای که خارج و بدون الگوپذیری از فرهنگ غربی است،دست پیدا کنند؟
پاسخ- اگر خرافه‌ها شناسایی شود و دین و جامعه‌ی دینی را تا جایی که امکان داشته باشد جدا از خرافات کنیم،زمینه برای رشد فراهم خواهد شد.
سوال- توسعه‌ی پایدار بر پایه‌ی ارزش‌هاست. آیا ارزش‌ها کلی است یعنی برای همه‌ی اقوام این ارزش‌های حاکم توسعه پیدا خواهد کرد؟
پاسخ- آن‌چه که در نظریه‌های توسعه مطرح می‌شود اگر بخواهد بعد جهانی داشته باشد باید عام باشد و اگر خاص‌گرایانه باشد مختص به یک قوم خواهد شد. بنابراین این ارزش‌ها کلی است. به طور مثال بر توسعه‌ی پایدار یا اعلامیه‌ی هزاره که از اعلامیه‌های مهم برای توسعه پایدار به شمار می‌رود،‌اعلام می‌کند باید ما تا 2015 سعی کنیم،محرومیت‌های مربوط به آموزش و پرورش را کم کنیم که این دیدی کلی است که از یک اصل حق سواد آموزی خواه برای دختر، خواه برای پسر، سرچشمه می‌گیرد.همه‌ی جوامع با این ارزش درگیر هستند اما بعضی از جوامع با این ارزش‌ها همسو هستند و راحت‌تر به جلو رانده می‌شوند و برای بعضی‌ها این راه،دشوار است.خوشبختانه مسلمانان به دلیل توصیه‌های موکد دین مبنی بر علم‌آموزی،با این مسأله مشکلی نداشته‌اند.
سوال- آیا مصادیقی وجود دارد که ارزش‌های اسلامی موجب توسعه‌ی پایدار در کشورهای غربی شده باشد اما در مورد کشورهای اسلامی این موضوع صدق نکند؟
پاسخ- بنابر اعتقادات دینی ، ما معتقدیم که تمام ارزش‌هایی که موجب ارتقای انسان می‌شود،ریشه‌ی دینی دارند. برای کشورهای غربی هم می‌توان از این قاعده استخراج کرد که هر آنچه در غرب در جهت ارتقای انسان بوده است منافاتی با ارزش‌های ما ندارد اما اگر ارزش‌ها را با شاخص‌های کمی و مادی اندازه‌گیری کنیم،در خیلی از مسائل با آن نوع توسعه منافات پیدا می‌کنیم.
سوال- دین و فرهنگ تواماً می‌تواند در راستای توسعه و رشد اقتصادی تاثیر به سزایی داشته باشد،با این‌که کشور ما از نظر فرهنگی 6 هزار سال قدمت دارد و از نظر دین هم کامل هستیم،در حال حاضر کشورهایی که از نظر توسعه هم‌زمان با ما شروع کرده اند،از ما سبقت گرفتند. علت چیست؟
پاسخ- در اینجا باید توجه کرد که به ارزش‌ها ایراد می‌گیریم یا به وارثان آن ارزش‌ها. اگر ارزش‌ها را خوب بشناسیم و از آنها استفاده کنیم،به توسعه دست پیدا خواهیم کرد.اما صرف وجود ارزش‌ها و 6هزار سال قدمت برای این نسل کاری انجام نمی‌دهد.اگر ارزش‌ها به خوبی شناخته شد و ارزش آن ارزش‌ها را کشف کردید و سعی در به ‌کارگیری آن در زندگی امروز کردید،آنگاه به زندگی متفاوت و بهتری دست پیدا کرده‌ایم.از طرفی اگر ما نسل خوبی نباشیم و نتوانیم بخوبی از میراث استفاده کنیم،طبعاً راه گذشته و وخیم‌تر ادامه پیدا خواهد کرد.
سوال- نگاه اسلام به طور مشخص به مقوله توسعه چگونه است ؟
پاسخ- نگاه اسلام به انسان اصولاً نگاه رشد است. یعنی انسان دارای یک ظرفیت‌هایی است که یکی از این ظرفیت‌ها،ظرفیت الهی و معنوی است. قصد اسلام فقط انگشت گذاشتن بر یک ظرفیت نیست بلکه با تمام آنها به نحوی سر و کار دارد و تعالیم دینی برای رشد همه‌ی این ظرفیت‌ها بیان شده است .این ظرفیت‌ها فقط مادی نیست. اگر ظرفیت‌های انسانی و معنوی رشد نکند ممکن است به بالاترین حد تکنولوژی و قابلیت‌های مادی دست پیدا کنیم ولی در درون جامعه مشاهده می‌کنیم نیمی گرسنه هستند،ظلم و استثمار فزونی پیدا می‌کند. در حالی که در زندگی های دینی سطح رفاه مالی ممکن بود کمتر باشد اما رضایت از زندگی بسیار زیاد بود.بنابراین در درون انسان تمامی این ظرفیت‌ها وجود دارد فقط کافی است محیط را آماده کرد.
سوال- بر تمام دنیا مشخص شده که بخشی از توسعه‌ی غرب مدیون تدین مسلمانان است. به طور مثال ابوعلی سینا،فارابی،بیرونی هایی که ما داشتیم و الگوبرداری‌هایی که غرب از این افراد کرده است،از باب اخلاق هم منشور کوروش را در برنامه ی خود دارند و از آن الگو می‌گیرند ولی برای خود ما در باب تحقیق مانع‌هایی وجود داشته است . آیا اگر ما این توسعه که در چارچوب دین وجود دارد و این سدهایی که ما خود به دست خود ایجاد کردیم را برداریم، به توسعه‌ی اسلامی دست پیدا نمی‌کنیم؟
پاسخ- مسلماً محدودیت و سدهایی وجود داشته که ما نتوانستیم به آنچه می‌خواهیم دست پیدا کنیم اما این‌ها از دین نیست بلکه از خرافات دینی است.نسبت چین در هزار سال پیش با عربستان به امروز مثل نسبت کره‌ی زمین با کره‌ی ماه است.اسلام اگر به شکل عمیق فهمیده شود،سراسر زندگی بشر را دگرگون می‌کند ولی این فهم عمیق کار آسانی نیست و احتیاج به جلسات متعدد دارد.مشکل این‌جاست که برداشت ما از دین از یک زمانی مقداری بی انصافانه شد.
سوال- کشورهای دین مدار چه پیشرفتی نسبت به 200 سال گذشته داشته اند؟ و گفته شد هر دینی یک پتانسیلی دارد. در چارچوب توسعه ‌یافتگی فقط می‌توان از ارزش‌های دین استفاده کرد یا حتماً باید تمام احکام آن دین را رعایت کرد؟
پاسخ- در پاسخ به سوال ابتدایی باید گفت که اولین پیام آور حقوق بشر،کوروش کبیر بوده است.در مقوله‌ی دین بیشتر ارزش‌های دین مطرح است.ارزش‌هاست که راهنمای رفتار انسان است.اما مسائل روز را باید با ارزش‌ها تطبیق داد.بدیهی است که 50 سال پیش با امروز از نظر شرایط زندگی بسیار تغییر ایجاد شده و رو به پیشرفت رفته است اما ارزش‌ها سر جای خود باقی است.به طور مثال اگر کسی احتیاج به کمک داشت،نباید گفت این مشکل خود توست سعی در رفع مشکل کنید ، چراکه دستوری دینی است و این نمونه از هزاران سال پیش وجود داشته و تا سال‌های بعد هم ادامه خواهد داشت چراکه نوعی ارزش‌ است و ارزش‌ها هیچ‌گاه از بین نمی‌رود.