90-04-29

استوا – حقوق زن 
دکتر فهیمه  فرهمند پور – حجت الاسلام سید ابراهیم حسینی
سوال – گفته شده که اسلام اجازه ی حضور در اجتماع را به زن داده است . در حدیثی آمده است  که زن به مسجد هم نرود چون مسجد زن خانه ی او است . این دو چگونه با هم تطابق دارند ؟
پاسخ – اینکه خانم ها اجازه دارند در همه ی فعالیت های اجتماعی حضور داشته باشند را من تأیید می کنم . یعنی به عنوان نکته ای برآمده از آموزه های دینی می توان این ادعا را کرد که واقعاً با رعایت حدود ، ضوابط و مقررات عرصه ی فراخی برای حضور و مشارکت در صحنه ی اجتماع پیش روی خانم ها است .  اما در خصوص این حدیث که  به پیامبر (ص) نسبت داده شده است دو نکته را عنوان می کنم . نکته ی اول اینکه دلایل صحیح   قرآنی ، روایی و تاریخی داریم که زنان اجازه ی تردد و حضور در مسجد را در زمان پیامبر (ص) داشته اند . تقریباً تمام مفسران شیعه و سنی تصریح کرده اند که آیه ی حجاب زمانی نازل شد که خانم ها برای رفتن به مسجد از پیامبر(ص) اجازه خواستند . در بسیاری از روایات است که خانم ها در مسجد سوالات متعددی از پیامبر(ص) می کردند . اگر پیامبر(ص) با مسجد رفتن خانم ها مشکل داشتند به آنها می گفتند که شما اینجا چکار می کنید . حتی در مواردی پیامبر(ص) حضور خانم ها در مسجد را مورد تأیید و تشویق قرار دادند . همچنان که حضور زنان و خانواده ی منسوب به پیامبر(ص) در مسجد نشان می دهد که این کار از طرف پیامبر(ص) و اولیای الهی مورد تأیید بوده و مشکلی نداشته است . این حدیث خاص، مربوط به یک موقعیت ویژه و محدود تاریخی است . در یک دوره ای یهودیان در شهر مدینه در کنار مسلمانان زندگی می کردند . اوایل مشکلی وجود نداشت . اما بعد از مدتی شروع به ناسازگاری با مسلمانان کردند . از جمله کارهایی که یهودیان انجام دادند این بود که سعی کردند فضای شهر را برای خانم ها ی مسلمان ناامن کنند . جوان های یهود به خیابان ها می آمدند و مزاحم خانم های مسلمان می شدند . حتی یکی از جنگ ها از همین جا بین مسلمانان و یهودیان شروع شد . بخصوص هنگام نماز صبح و مغرب و عشا که باید این تردد در تاریکی انجام می شد ، ناامنی خیلی جدی تر بود . آقایان بدلیل ناامنی مانع از مسجد رفتن خانم ها می شدند و خانم ها از این جهت ناراحت بودند . نزد پیامبر آمدند و از ایشان راهنمایی خواستند . پیامبر(ص) در جواب خانم هایی که گریه می کردند و می گفتند که ما می خواهیم به مسجد بیاییم اما همسران ما اجازه نمی دهند ، این سخن را فرمودند که با توجه به ناامنی که وجود دارد شما اگر در خانه ی خود نیز نماز بخوانید ثواب مسجد را می برید . بنابراین این پاسخ مربوط به یک مقطع خاص زمانی است . این مسئله در زمانی مصداق دارد که اگر    فضا ناامن باشد بهتر است که ما در آن مکان قرار نگیریم .
سوال – اگر اسلام گوهر وجودی زن و مرد را یکسان دانسته ، چرا گفتار قرآن در برخی از آیات مردانه است؟ همچنین چرا در برخی از جاهای قرآن گفته که مردان بر زنان مقدم تر هستند ؟
پاسخ – در آیه ی 228 سوره ی بقره می فرماید : برای خانم ها حقوقی است مانند همان حقوقی که برای مردان است . اما یک بحث مدیریتی مطرح می شود که بلافاصله بعد از آن می فرماید : مردها یک درجه دارند . شما در هر وزارتخانه ای که بروید ، جایی که تقسیم کار می شود، بدون مدیر و سرپرست امکان پذیر نیست . قرآن نیز استدلال می کند اگر خانواده یک جامعه ی کوچک است ، نیاز به یک مدیریت دارد . البته این مدیریت دیکتاتوری و استبدادی نیست . قرآن نمی گوید که مردها برتر هستند برای اینکه مدیر خانواده هستند . به این خاطراست  که خانه نیاز به تدبیر عقلانی دارد و زن ها مملو از احساسات و عواطف هستند . البته اگر احساسات نباشد اصلاً جامعه ی انسانی نیست . نکته ی بعدی به این خاطر است که تمام مخارج اقتصادی با آقایان است . پس در حقوق و تکالیف، خانم ها و آقایان برابر هستند . اما در قسمت مدیریتی ، مرد مدیر منزل است .
اینکه گفته شده مردان قوام بر زنان هستند مربوط به خانواده است نه در هر جایی . پس این نشان دهنده ی ضعف زن در مقابل مرد نیست . چون اگر این ضعف وجود داشت ، در اداره نیز باید حرف همکار مرد بر همکار زن مقدم باشد. اگر زن بعنوان زن بودن ضعفی داشته باشد که قرار است مرد آن را جبران کند ، در اداره و در دانشگاه نیز باید همینطور بود . یعنی اینکه اصلاً استاد زن برای مردها نمی گذاشتند .  چون این مسئله فقط مربوط به خانواده است، پس از ضعف زن و یا تفاوت زن ناشی نمی شود . براساس احکام اسلام حفظ امنیت، ابتدا در جامعه و بعد در خانواده با مرد است . نشانه ی آن هم این است که جهاد بر مرد واجب است اما بر زن واجب نیست. حفظ خانواده در برابر مخاطرات بیرونی به دوش مرد است . در ضمن تأمین مخارج زندگی با مرد است . اینکه خانم های شاغل حقوق    می گیرند و صرف خانه می کنند بحث دیگری است . اما به عنوان یک تکلیف و وظیفه ، تأمین مخارج زندگی با مرد است . در خانه تقسیم حقوق و وظایف شده است . اینطور نیست که همه ی حقوق مربوط به یک نفر و همه ی وظایف مربوط به دیگری باشد .  تکلیف مالی و امنیتی با مرد است . حتی امور جاری زندگی با مرد است . به همین خاطر است که می گویند اگر زن کاری در خانه انجام نداده و بگوید برای کارهای خود حقوق می خواهم مرد موظف است که این کار را انجام دهد . پس کفه ی  تکالیف مرد خیلی سنگین بوده و کفه ی حقوق زن نیز خیلی سنگین    است . با توجه به اینکه  تکالیف مرد زیاد و دربرابر آن حقوق زن نیز زیاد است ، اگر در زندگی در مورد مسئله ای زن و مرد با توجه به مشورت و صحبت به نتیجه نرسیدند ، حرف مرد ارجح است . در آیه ی قرآن می فرماید که به واسطه ی اینکه به مرد وظیفه دادیم به خاطر قدرتی که دارد امنیت را حفظ کرده و همینطور تأمین معاش کند  . یک امتیاز هم به او می دهیم و  تنها در فضای خانواده حق اظهار نظر نهایی را دارد  . 
البته نظر مرحوم علامه طباطبایی (ره ) این است که ولایت در کل امور اجتماعی بر عهده ی مرد است . لذا در خصوص ریاست جمهوری و رهبری نیز ایشان از همین آیه نتیجه می گیرند . گرچه مفسرین دیگری هم هستند که این ولایت را منحصر به خانواده می دانند . اما اساس تمدن اجتماعی تقسیم وظیفه است . خود این تقسیم وظیفه مبنا و ملاکی دارد . یکی از مبانی بسیار مهم و موثر در تقسیم وظیفه که چه کسی چه کاری انجام دهد ، توانمندی ها است. خدای متعال در متن آفرینش زن و مرد اینها را قرار داده است . وقتی که خدا بحث انسان را مطرح می کند ، در آن موضوع زن و مرد مطرح نیست . چون انسانیت انسان به روح او است نه به جسم او . و روح مجرد است و زن و مرد ندارد . اما این دو صنف مختلف ، توانمندی های روحی و جسمی متفاوتی دارند . زنان از احساسات و عواطف بسیار بالاتری برخوردار هستند ، چون قرار است وظیفه ی مهمی به عهده ی آنها گذاشته شود، که اگر صد تا پدر هم باشند نمی توانند آن وظیفه را انجام دهند . تربیت فرزند نیازمند عاطفه است . اینکه پیامبر(ص) می فرمایند : بهشت زیر پای مادران است ، بخاطر همین توانمندی آنها است . اگر این توانمندی وجود دارد ، این عواطف و احساسات ، عقلانیت را تحت تأثیر قرار می دهد . یعنی او متوجه اصل موضوع می شود ، اما چون با احساسات قضاوت می کند نمی خواهد قبول کند . به همین خاطر در بحث مدیریت این مسئله مطرح است . نه اینکه عقل خانم ها کمتر است ، بلکه عقلانیت آنها تحت تأثیرعواطف است . در متن شریعت اسلامی هیچگونه تکلیف اقتصادی به دوش خانم نیست . اما درجامعه ی امروز اگر خانم کار می کند محبت و همدلی کرده است . بنابراین سهم او محفوظ است .حکومت اسلامی این مسئله را در نظر گرفته است و گفته که اگر خانمی کار کرد و در منزل نیز با توجه به اینکه هیچ وظیفه ای به عهده ی او نیست کارهایی را انجام داد ، موقع جدایی مرد باید برای او بخشی را در نظر بگیرد . 
اینکه زن نمی تواند آن عقلانیت و مدیریت را داشته باشد من قبول ندارم . حتی اینکه عقلانیت زن تحت الشعاع احساس او هم است را من قبول ندارم . نکته این است که به مصلحت خانواده است که زن احساسات خود را ناب و خالص نگاه دارد . وقتی که یک زن شاغل از صبح تا شب همه ی کارها و درگیری های مربوط به جامعه و شغل خود را خیلی خوب انجام می دهد نمره ی بیست می گیرد . اما شب موقع بازگشت به خانه دیگر عاطفه ی آماده و بی دریغ را برای فرزند و همسر خود ندارد . من اینکه زن صد درصد خانه دار باشد را صلاح نمی دانم . چون معتقد هستم که به صلاح نیست که خانم ها با اجتماع در ارتباط نباشند . به عنوان یک زن ، دوست داشتم که یک فعالیت اجتماعی خیلی سبک و آزاد داشته باشم . خانم ها در هر پست و مقامی می توانند بهترین باشند ، اما این کار به سرمایه ی عاطفی آنها لطمه می زند .  بنابراین چون لطمه می زند ، بهتر است تقسیم وظایف شود . یعنی کارهای سخت به عهده ی مرد گذاشته شود و کارهای سبک تر به عهده ی موجودی گذاشته شود که قرار است مولد عشق و عاطفه و گرمی باشد . این به آن معنا نیست که توانایی آن کارها را ندارد. بلکه به این معنا است که مصلحت نیست انرژی خود را صرف کارهای سخت بکند .
سوال –چرا گفته می شود که عقل زن نصف عقل مرد است ؟
پاسخ – نقص عقل که در اینجا گفته می شود به معنای تفاوت است . نه به این معنا که کم دارد . زن و مرد هر دو موجود انسانی هستند و هیچ آزمایش علمی مسلمی هم وجود ندارد .  در هیچ کجا اثبات نشده که ضریب هوشی زن ها کمتر از مرد ها باشد . حتی گاهی اوقات برعکس آن نیز ثابت شده است. اما آنچیزی که مطرح است این است که آیا این ادراکی که دارد می تواند به طور کامل به کار بگیرد . به تعبیر شهید مطهری زن به خاطر این عواطف و احساسات شاهکار خلقت است . اگر صد نفر مرد باشند نمی توانند یک کار زنانه را انجام دهند . افلاطون می گوید زن با یک دستی که گهواره را تکان می دهد، کل دنیا را تکان می دهد . علت این سخن این است که تربیت با عاطفه امکان پذیر است و هر کار دیگری که مزاحم این مسئله باشد را نفی می کند . شهید مطهری می گوید : اگر کسی حق اشتغال زنان را نادیده بگیرد، به جامعه ی بشری خیانت  کرده است . چون خداوند متعال استعدادها و توانمندی ها را بیهوده نیافریده است . و باید در خدمت بشریت قرار بگیرد. اما باید اولویت بندی شود .  این تعابیری که در خصوص زن ها گفته شده در هیچ مورد دیگری وجود ندارد. اینکه زن ها گل های سرسبد آفرینش هستند .
در خصوص اینکه گفته شود خانم ها این اقیانوس مواج احساس را نمی توانند کنترل کنند ،  من یک دلیل ارائه شده در این چهارده قرن را ارائه می کنم . درخصوص مادران شهدا باید گفت که آیا عشق مادر به فرزند قابل کنترل نیست . با این عشق مواج ، زمانی که زن احساس تکلیف می کند فرزند عزیز خود را در راه خدا می دهد . پس عاطفه قابل مدیریت است . در افراد مختلف متفاوت است و در مورد مردها نیز به همین صورت است . بنابراین   همه ی مردها نمی توانند قاضی شوند ، چون اقتدار لازم را ندارند . یا همه ی مردها نمی توانند جراح شوند ، چون برخی از آنها موقعی که خون می بینند از حال می روند . من بنا را براین می گذارم که یک مادر بخاطر احساس به خداوند فرزند خود را به جبهه می فرستد . یعنی من هم خدا را دوست دارم و هم فرزند خود را . اما چون خدا را بیشتر دوست دارم ، فرزند خود را فدای او می کنم . این انتخاب به خاطر عقلانیت اتفاق می افتد . شاید بسیاری از مادرها هم بگویند خدارا دوست دارند، اما فرزند خود را بیشتر دوست دارند و نمی توانند او را فدای خدا کنند . این نیز یک انتخاب است . اما آن کسی که برای خدا فرزند خود را قربانی کرد ، آنقدر آگاهی داشت که بفهمد که لذت کوتاه مدت برخورداری از فرزند ، در مقابل لذت بلند مدت رضایت الهی ارزش ندارد .
قانون گذاری بر مبنای یکایک افراد نیست . برای اینکار اکثریت و نوع افراد را در نظر می گیرند . هیچ کس نمی تواند این مسئله را انکار کند که احساسات زن و مرد با هم متفاوت است . مردها نیز احساس دارند. اما بخاطر عقلانیتی که دارند ، احساسات آنها تحت الشعاع قرار می گیرد . هرکدام از اینها در جای خود بسیار مهم است . اگر زنان بخواهند مردانه کار کنند ، به نفی هویت آنها می انجامد . نمی توانند از عهده ی آن وظیفه ای که به آنها سپرده شده  بر بیایند . زن در کارهایی که نیاز به مهربانی ، شفقت و عاطفه دارد موفق تر هستند .
احساسات تنها مربوط به عشق نیست . خشم نیز از جنبه های احساسات است . ما می دانیم که خشم در مردها به مراتب از زن ها بیشتر است . اینکه فکر کنیم چون زنها عشق ورزتر هستند پس احساساتی تر هستند . اما مردها چون کمتر عشق ورز هستند ، پس احساسات کمتری دارند اشتباه است . عاطفی بودن زن شکل عاشقانه دارد . احساساتی بودن مرد در مواردی مانند خشم و غضب خود را نشان می دهد . همان قدر که احتمال دارد که بگوییم زن چون عاطفه ورز است امکان دارد تصمیمات عقلانی او تحت الشعاع قرار بگیرد . در مردها نیز ممکن است عقل آنها تحت تأثیر خشم آنها قرار بگیرد .
یک خانمی که روان شناس اجتماعی است می گوید : من چهل سال بر روی روحیات زن و مرد مطالعه کرده ام . حاصل کار این است که زن ها احساساتی تر هستند و تنها نقطه ضعف آنها همین است . اما شهید مطهری ، محمد قطب و اندیشمندان اسلامی می گویند که این مسئله شاهکار خلقت است . درک های عقلی زن تحت الشعاع احساسات او قرار می گیرد . بنابراین گاهی که لازم است مجرمی اعدام شود یک زن می گوید من نمی توانم این کار را انجام دهم .
اینکه بگوییم زن ها احساستی تر از مردها هستند قطعی است . اگر اینگونه نبود خداوند مسئولیت فرزند پروری را به آنها نمی سپرد . اما اینکه شما می گویید احساساتی تر هستند ، پس قدرت عقلانیت آنها تحت الشعاع قرار می گیرد را من قبول ندارم .
سوال – آیا زن ها در تصمیم گیری های خود بیشتر از احساسات استفاده نمی کنند ؟
پاسخ – این مسئله درست است اما قوه ی احساس آنها عقل را از بین نمی برد . اگر خانم ها بخواهند احساس خود را تحت الشعاع عقل قرار دهند ، می توانند . اما این کار به مصلحت نیست . بنابراین اینکه زنان نمی توانند برخی از کارها را انجام دهند اشتباه است . بلکه زنان بهتر است برخی کارها را انجام ندهند . در برخی از کشورها کارگرهای ساختمانی خانم هستند . یعنی کارهایی در این سطح به خانم ها واگذار شده و از عهده ی آنها بر آمده اند . اما این توزیع کار از نظر ما خوب نیست . خانم ها در ایده آلی ترین شکل که فقط مسئولیت های عاطفی دارند بهتر است ، توانمندی و مدیریت عاطفه و احساس هم داشته باشند . یعنی مادری که منبع عشق ورزی است باید خیلی اوقات منطق داشته باشد و فرزند خود را تنبیه کند . اگر مادری آنقدر عاشق باشد که نتواند به فرزند خود اخم کند ، مادر خوبی هم نیست .
سوال – چرا گفتمان قرآن مردانه است ؟
پاسخ – گفتمان قرآن هرگز مردانه نیست . ضمائری که بکار برده می شود مشترک است . گاهی هو و الذی فقط برای مردان است . گاهی مشترک است . خدا وقتی می خواهد با پیامبر خود سخن بگوید با همان ادبیاتی که در بین مردم او رایج است این کار را می کند . چون می خواهد مردم بفهمند . اگر با ادبیات دیگری صحبت کند مردم نمی فهمند . وقتی که قرآن گفت یا ایها الذین آمنو ، نه پیامبر این برداشت را داشتند که این فقط مربوط به مردان است و نه زنانی که مسلمان بودند .
قرآن زبان عربی را نیاورده است . قرآن به این زبان نازل شده است . قواعد عربی قبل از قرآن بوده است . یعنی در اشتراک بین زن و مرد ، از ضمیر مذکر استفاده می شده است . قرآن نیز در همین قالب و ادبیات نازل شده است .
اینکه بگوییم چرا خدا از بین مردم عرب یک پیامبر انتخاب کرد یک بحث دیگری است . اما اگر قرار باشد از بین مردم عرب پیامبری انتخاب شود ، ناچاراً برای اینکه مردم حرف او را بفهمند ، باید به عربی صحبت کند .
ما ادبیاتی به عنوان ساختار جهانی نداریم . پیامبر در یک نقطه ای مبعوث می شود . اما محتوا مربوط به جهان   است . این محتوای فرا زمانی و فرا مکانی ، ناچار است در یک زمان و  مکانی نازل شود .
سوال – با توجه به اینکه گفته شد زن و مرد در حقوق مساوی هستند ، پس چرا زن باید برای هر کاری از مرد اجازه بگیرد ؟
پاسخ – بازگشت این مسئله به همان حق مدیریتی است که گفته شد . وقتی یک مجموعه ای می خواهند با هم زندگی کنند ، لازم است حق تصمیم گیری نهایی به یک نفر داده شود . آن حق تصمیم گیری نهایی که از آن به عنوان ولایت یاد می شود ، این مسئله را در خانواده به مرد سپرده است . معنای آن این نیست که زن ها نمی توانند فکر کنند . یک زن و شوهری که با هم تفاهم داشته باشند در نود درصد از موارد مثل هم فکر می کنند و به نتیجه می رسند . اما برای درصدی از موارد که با هم به تفاهم نمی رسند باید تصمیمی گرفته شود . این حق مدیریت و ریاست در این نقطه به مرد داده می شود . این اعمال مدیریت و ریاست یک لوازمی دارد . از جمله ی لوازم این است که طرف مقابل خود را موظف بداند که به تصمیم نهایی عمل کند . اگر بگوییم حق تصمیم گیری نهایی با مرد است ، اما زن وظیفه ندارد آن را قبول کند . این حق تشریفاتی وبی معنا خواهد شد . البته در همه ی موارد زن نباید اطاعت کند .  در مواردی که به مصلحت و شرایط زندگی زناشویی مربوط است و درصورتی که با حقوق اولیه ی زن و حقوق الهی در تقابل نباشد ، زن موظف است اطاعت کند . اما در حقوق الهی مانند حج لازم نیست زن از شوهر خود   اجازه بگیرد. گذشته از حقوق ثابت و اولیه ی زن و همینطور حقوق الهی ، در مواردی که به زندگی زناشویی مربوط است زن موظف است از مرد اطاعت کند . در مقابل آن مرد هم وظایفی دارد ، از جمله تأمین معاش ، امنیت و ...
لازمه ی مدیریت یک اداره ، این است که همه ی فعالیت ها هماهنگ باشد . وگرنه امکان مدیریت نیست . البته مصادیق تمکین ، مواردی است که تا حد زیادی بستگی به مناسبات عرفی هم دارد . نظر فقها در این چهارده قرن نسبت به مصادیق تمکین یکسان نیست . فتوای حضرت امام این بود که زن ها برای رفتن به راهپیمایی نیازی به اجازه ی شوهر ندارند . حتی در یک تحصیلی که منجر به واجب کفایی می شود نیز نیاز به اجازه از مرد نیست . یعنی اگر ما یک روزی پزشک خانم نداشتیم برزن ها واجب است که آن کار را انجام دهند . و برای یک چنین تحصیلی اجازه ی شوهر لازم نیست . البته با وجود اینکه این حق مدیریت به مردان داده شده ، به آنها توصیه ی اکید اخلاقی و شرعی هم شده است که مراقب باشند این اعمال نظر از روی حب و بغض  و  انتقام گیری و ... نباشد .