90-05-14

آقای حسن رمضانی و آقای دکتر سید ابوالحسن مخزن موسوی
سوال -  برنامه ی  اِستوا به چه معناست ؟
پاسخ - اِستوا همان واژه ای است که به اشتباه و غلط اُستوا مصطلح شده . معانی فراوانی برای آن ذکر شده که حدود دوازده معنی از کتب معتبر لغت را بیان می کنیم از جمله: برابر گردیدن ، اعتدال در ذات چیزی ، راستی در مقابل انحنا، قرار گرفتن ، استقرار، قصد چیزی را کردن، دست یافتن، تسلط پیدا کردن ، مستولی شدن، سال هشتم از هجرت پیامبر اکرم (ص) هم سنت الاستوا است . وقتی گفته می شود استول تمبر یعنی  خرما رسید و از خامی در آمد. البته وجوه قرآنی فراوانی هم دارد که ما وجه شاخص آن را در نظر گرفتیم با آیه ی " هَلْ یَسْتَوِل الذینَ یَعْلَمونَ و الذینَ یا یَعْلَمونَ  آیا آنهایی که می دانند با آنهایی که نمی دانند یکی هستند . 
سوال - توسل یعنی چه ؟ آیا در جامعه توسل معنای مختلفی دارد ؟
پاسخ - توسل از نظر لغت به این معناست که فرد برای نزدیک شدن به یک هدف ، دنبال وسیله ای برود و با استمداد و کمک گرفتن از آن وسیله به هدف خود نزدیک شود. از نظر اصطلاح، انسان برای نزدیکی به خداوند تبارک و تعالی و برطرف کردن نیازها و حاجات خود به دنبال وسیله ای بوده که بهترین و کارآمد ترین وسیله در این امر استمداد از انسان های کامل ، انبیاء و اولیاء می‌باشد. در اینجا منظور از انتخاب وسیله این نیست که خداوند نیازمند به وسیله است بلکه معنای دقیق آن این است که ما نیازمند به وسیله هستیم یعنی خداوند تبارک و تعالی قادر علی الاطلاق ، عالم علی الاطلاق ، هیچ قیدی در علم او و هیچ قیدی در قدرت او نیست و هر امر ممکنی به اراده، علم و قدرت او تعلق می گیرد . از جانب خداوند هیچ حدی و محدودیتی وجود ندارد به جز آنچه که محال است اما انسان است که محدود و نیازمند به وسیله می‌باشد . فرض کنید اگر فردی قصد دارد از یک مسیری عبور کند ، از نقطه ای به نقطه‌ای دیگر منتقل شود ، نیازمند به ماشین و وسیله نقلیه است پس آن را به کار می گیرد و به هدف خود می‌ رسد. این نیاز ما است نه اینکه خداوند یا کسی که نیاز ما را برطرف می کند نیازمند به این وسیله است .
سؤال- در حمل و نقل یک وسیله فیزیکی وجود دارد ولی توسلات مبنای فیزیکی ندارد و متافیزیکی است‌، خداوند چگونه خواسته های ما را با موارد فیزیکی و دنیایی ارتباط می دهد ؟
پاسخ-  اصل بر این نیست که انسان حتماً به اسباب نیاز دارد تا با خداوند ارتباط برقرار کند بلکه در کنار این، دو نکته وجود دارد: یک نکته اصلی اینکه، خداوند عالم هستی را عالم اسباب قرار داده ، پس اصل این است که رابطه مستقیم می باشد یعنی انسان نماز را می خواند و رابطه ای بی واسطه با خدای خود برقرار می کند اما نکته بعدی این است که در عین حال که قاعده اصلی و اول حاکم است قاعده دوم در سایه قاعده اول می باشد یعنی این اصل که هیچ مؤثری به جز پیغمبر خاتم(ص) ، انبیاء و اولیاء را می‌پذیریم. این بحث در توحید جا دارد یعنی اگر قرار باشد اقسام توحید را برشمریم یک بخش آن توحید فاعلیت می‌باشد یعنی فاعل یکی بیش نیست . اگر توسل را به این معنا بگیریم که از پیامبر ، امام یا هر شخص دیگری مدد بگیریم که او صاحب قدرت است منهای خداوند متعال ، این شرک مطلق است . پس اسباب در عالم ماده هم وجود دارد بنابراین آنجا که می فرماید: " اُدْعونی اَستَجِب لَکُم " در جای دیگر هم می‌فرماید: دنبال وسیله هم بروید. فرض کنید دکتری به خانمی گفته که دیگر باردار نخواهد شد آیا این درست است که باز متوسل به ائمه شود؟ دعا هم یک نوع اسباب است یعنی این طور نیست که بگوئیم در قوانین مادی قاعده ی سبب و اسباب جاری است ولی در قوانین معنوی جاری نیست بلکه کل نظام هستی در دو حوزه ماده و معنا ، بر اساس همین قاعده استوار است .
سؤال- خداوند فرموده است که من از رگ گردن به شما نزدیک ترم. وقتی با خواندن یک نماز می توانیم به خدای متعال نزدیک شویم پس چرا باید توسل کنیم ؟
پاسخ- استفاده از وسیله برای رسیدن به هدف یک امر عرفی و قابل پذیرش است . این مقوله در مسائل فیزیکی بر عکس مسائل ماورائی جا افتاده است . خداوند قدرت و توانایی این را دارد که بی واسطه بر انسان ها احکام و تکالیف را وحی کند ولی از پیامبر برای این موارد استفاده می کند زیرا همه انسان ها در یک حد و در یک درجه ی استعداد نیستند . پس آیا این امر نقص خداوند را در رساندن پیام نشان می دهد ؟ یقیناً این طور نیست بلکه محدودیت و نقص بشر این نیاز را فراهم می کند و وسیله را ضروری می دارد. به گفته ابوعلی سینا گروهی از انسانها وجود دارند که در اوج می توانند بی واسطه با خداوند تبارک و تعالی مرتبط باشند و انسان هایی هم هستند که در این گردونه هستی حضیض هستند و در بین اوج و حضیض، انسان های متوسطی هم وجود دارند که گروهی به اوج و گروهی به حضیض نزدیک می باشند.
سؤال - انسان به عنوان خلیفة الله است ، چرا باید یک انسان ، واسطه بین خدا و انسان  بشود ؟
پاسخ - اصطلاح خلیفة الله را نباید برای هر انسانی به کار گرفت بلکه فقط شامل انسان های کامل می‌شود . دو نکته را باید توجه کرد . نکته اول اینکه ابتدا باید جایگاه نبوت و امامت را مشخص کرد که در حوزه انسان کامل بحث خلیفة الله روشن می شود . البته از منظر قرآن همه ی آدم ها خلیفة الله می باشند اما از نوع خلیفة الله بالقوه نه بالفعل ، انسان های کامل شامل پیامبران ، پیامبر خاتم و جانشین پیامبر می باشند و مأموریت آنها از جانب قرآن تعیین شده است که خلیفة الله های بالقوه را به سمت و سوی بالفعل بکشانند . پس در اینجا یک عنصر، یک شخصیت ، یک انسانی آسمانی وجود دارد که مأموریت وی واسطه گری است و از این منظر جایگاه توسل معنا پیدا خواهد کرد.
سؤال- با توجه به آیه " لیس لِلانسان الی ما السعی " انسان چیزی نیست جز اینکه تلاش وی او را به جایی می رساند . لطفاً رابطه آن را با توسل بیان کنید .
پاسخ - سعی و تلاش کاملاً درست است ولی موضوع هیچ گونه  معارضه ای با بحث توسل ندارد جز اینکه شرط توسل است یعنی یکی از شروط اصلی توسل ، سعی و تلاش است . سعی باید قابلیت را ایجاد کند تا فرد بتواند مورد دستگیری قرار گیرد به طور مثال آهنربایی را در نظر بگیرید که بدانیم براده‌ی آهن را به خود جذب می کند ولی کوشش نکنیم آن را در معرض جذب قرار بدهیم . در این زمینه روایتی وجود دارد و آن اینکه کسی که دعا می کند ولی اهل تلاش و عمل نیست مثل کسی است که تیر را در کمان گذاشته اما کمان فاقد زه است که منجر به عدم پرتاب تیر می شود.
سؤال - گفته شد خداوند به دلیل قدرت بی نهایت نمی تواند با بندگان ناقص ارتباط برقرار کند . پس چگونه پیامبران به عنوان واسطه می توانند، مگر قدرت آنها از خداوند بالاتر است؟
پاسخ- انسان ها متفاوت هستند گروهی در اوج ، گروهی در حضیض و گروهی ما بین اینها هستند. گروهی که در اوج هستند می توانند بدون واسطه با خدا مرتبط باشند که هم می توانند وحی را بگیرند و هم حاجات خود را بدون وسیله اخذ کنند ولی مابقی افراد چون از نظر استعداد پایین تر هستند لذا نیاز به واسطه دارند. خداوند فیض عام است ولی بهره مندی از آن در بین موجودات، شرایطی را لازم است.
ائمه خلیفة الله بالفعل هستند و مأموریت آنها از جانب خداوند تبدیل خلیفة الله های بالقوه به بالفعل است .پس این امر لازم است اما اینکه فردی بخواهد به خدا برسد و تنها از این راه استفاده بکند درست نیست .انسان می تواند راه های دیگری از جمله نماز و دعا برای رسیدن به هدف داشته باشد ولی در نهایت برای اینکه خداوند متعال انسان را پذیرا باشد ، ما انبیاء و اوصیای او را واسطه قرار می دهیم.
سؤال - قرآن خود واسطه ی بین انسان و خداست . پس دیگر به واسطه نیاز نیست ، قرآن اگر کلام خداست باید آدمی را به خدا اتصال دهد در صورتی که گفته شد قرآن انسان ها را به سوی امام هدایت می کند . این جمله چه مفهومی دارد ؟
پاسخ - فرض کنید یک نقاشی با ابعاد و رنگ های مشخص از شخصی خواسته شده است . فرد تمامی تلاش خود را می کند ولی معلوم نیست چه امتیازی به اثر وی داده شود ، فرد به صورت ناخودآگاه مدلی را مطالبه می کند تا نقاشی مورد نظر را بکشد و امتیاز بهتر بگیرد . انسان کامل ، مدل پیاده شده قرآن است ، به همین دلیل انسان کامل یا امام را قرآن ناطق یا نسخه عملی و شکل جدای امام را قرآن صامت یا نسخه نظری می‌گویند.
سؤال - چرا فقط توسل به امام ؟ در صورتی که در کشورهای نظیر آسیای صغیر مردمانی که مسلمان هم نیستند به یک درخت متوسل می شوند و مشاهده می کنیم حاجت روا هم می گردند.
پاسخ - بحث سر لزوم توسل است اینکه انسان برای رسیدن به هدف و حاجات نیازمند به وسیله است این خود یک مسئله است و اینکه این حاجات یک زمان هدایت، یک زمان رسیدن به حق و زمانی دیگر برآوردن نیازهای معمولی و عادی است. در هر صورت لزوم توسل روشن است اما یک نوع وسیله برای رسیدن به حق ، یافتن هدایت خاصّه و خلیفة الله بالفعل است و نوعی دیگر وسیله رفع نیازهای عادی است. نوع توسل به یک درخت نشان دهنده رحمت عامه خداوند متعال است که فقط شامل حال گروهی خاص نمی شود بلکه فیض پروردگار شامل حال همگان است و این نوع رفع حاجت به دلیل ارحم الراحمین بودن خداوند است گرچه شخص متوسل اشتباه کرده و شرع نوع توسل او را نمی پذیرد ولی ممکن است جاهل قاصر بوده باشد و خداوند با توجه به رحمت عامه خود به آنها هم لطف می کند.