گلبرگ 91/02/28

91/2/28
 با دختری ارتباط برقرار کرده ام که قصدم ازدواج نبود ولی او بشدت به من دلبسته شده است و می گوید که باید با من ازدواج بکنی اما من نمی توان او را به عنوان شریک زندگی ام بپذیرم ، می ترسم که اگر با او ازدواج نکنم ،من را نفرین کند. راهنمایی بفرمایید.  
پاسخ – معمولا آقایان با توجه به ویژگی که دارند وقتی با خانمی ارتباط برقرار می کنند، قصدشان رفع غرایز جنسی و لذت بردن است و برای اینکه دل خانم را بدست بیاورند و به نیازهایشان برسند از در عشق ورزی وارد می شوند و قول ازدواج می دهند یا محبت و مهربانی می کنند و غیرمستقیم به طرف می فهمانند که من می خواهم با تو ازدواج بکنم . آقایان توجه ندارند که خانم عشق ورز است و شدت عواطف دارد و خیلی زود دلبسته      می شود .آقا در اینجا بیشتر قصدش ارتباط بوده است ولی در مخمصه می افتد. اگر آقایی به خانمی بگوید با همدیگر دو سال رفیق باشیم و ارتباط داشته باشیم، خیلی از خانم ها این را قبول نمی کنند .آقایان دقت کنند که خانم ها خیلی زود دلبسته می شوند و این خیلی غیر باور است که خانها براحتی و بشدت دلبسته می شوند.
اگر شما در این وضعیت ازدواج نکنید یک مشکل است ولی اگر شما با این وضعیت که او را بعنوان شریک زندگی نمی پذیرید، ازدواج کنید مشکل به بحران تبدیل می شود. اگر شما به این خانم جواب منفی بدهید پنج نمره دل این خانم می شکند ولی اگر با ایشان ازدواج کنید چون همتای ایشان نیستید نمی توانید به ایشان محبت کنید و نیازهای ایشان را برآورده کنید و اگر کار شما به جدایی بکشد دل این خانم بیشتر می شکند و شما را بیشتر نفرین می کنند. بین بد و بدتر باید بد را انتخاب کرد. اگر الان شما از این خانم جدا بشوید بد است ولی اگر شما بعدا از هم جدا بشوید بدتر است . این راه حلی که ما می دهیم هم به نفع خانم و هم به نفع آقا است . بعضی از راه حل ها مثل تیغ جراحی است که قلب را می شکافد ولی این برای حیات بیماراست . خیلی ها، از راه حل های ما که تلخ است ناراحت می شوند.  این راه حل ها به نفع شماست .     
اگر خانم در رابطه ای که با آقا داشته اند ضوابط شرعی را رعایت کرده باشند یعنی با آقا رابطه ی پنهانی نداشته اند ، حرفهای کشدار و تحریک آمیز نداشته اند و عاطفه خرج هم نکرده باشند(البته کمتر جوانانی دیده می شوند که با هم ارتباط داشته باشند و ضوابط را رعایت کنند)، اگر آنها همتای هم هستند می توانند با هم ازدواج کنند. اگر در این ارتباط شرایط رعایت نشود ، این ازدواج آفت دارد. ما بخاطر پیشگیری از آفت ها با این ازدواج ها موافق نیستیم.
 دچار عشق بی سرانجام شده ام و می خواهم آنرا تمام کنم ولی می ترسم طرف مقابل بلایی سر خودش بیاورد. من باید چکار کنم ؟
پاسخ – اگر طرف شما دلبسته ی آنچنانی نشده است و عاشق شما نشده باشد، شما می توانید این ارتباط را قطع کنید البته شکست های عشقی خیلی سخت است. این شکست مثل فقدان یک عزیز است و باعث افسردگی می شود. پس اگر طرف مقابل شما می تواند تحمل کند شما می توانید بطور جدی و یک دفعه این ارتباط را قطع کنید. و راه کارهایی را بکار ببرید تا پرونده ی این ارتباط عاطفی را ببندید و آنرا فراموش کنید. حالا اگر شما رابطه را قطع بکنید و بترسید که طرف بلایی سر خودش بیاورد این کار خطرناکی است و شما باید بطور تدریجی این کار را انجام بدهید. حتی شما به او نگویید که می خواهید ارتباط تان را قطع کنید ولی کم کم ارتباط تان را قطع کنید و جواب پیامک و تلفن او را یک درمیان جواب بدهید یا رفتارهایی بکنید که شایسته ی شما نیست ( البته کارهای حرام مثل فحش دادن نباید انجام داد)یا بی توجهی هایی به طرف بکنید که خود او بعد از شش ماه به این برسد که شما به درد همدیگر نمی خورید و خودش دست بردارد . اگر شما به این صورت از او جدا بشوید او بلایی سرخودش نمی آورد.
من قبلا پسر پاکی نبوده ام ولی الان چند سالی است که توبه کرده ام . آیا واقعا دختر پاکی در زندگی نصیب من نمی شود؟
پاسخ – شما توبه کرده اید و طیب شده اید و اگر عقلانی و اصولی ازدواج کنید دختر طیبی نصیب شما خواهد شد . ما طیب هایی داریم که غلط ازدواج کرده اند وهمتای خودشان را پیدا نکرده اند. اگر توبه ی شما واقعی باشد و اصولی ازدواج کنید یک همسر پاک نصیب شما خواهد شد. پیامبر فرمود: کسی که توبه می کند اصلا گناهی ندارد .کسی که از گناهانش توبه می کند مثل کسی است که از مادر متولد شده است .البته توبه باید واقعی و نصوح باشد یعنی پشیمانی واقعی و ترک گناه بطور جدی و جبران حق الله و حق الناس .
توبه ی واقعی این است که انسان وقتی به یاد گناهش می افتد بغض گلویش را بگیرد و      اشک در چشمانش جمع بشود و انسان از خودش بدش بیاید و باید شیرینی گناه از بین رفته باشد. اگر شما این نشانه ها را دارید بدانید که طیب شده اید. در قرآن داریم :خدا توابین را دوست دارد. پیامبر فرمودند : هیچ چیزی نزد خدا از یک جوان توبه کننده زیباتر نیست . توبه نیکو است ولی برای جوان نیکوتر است .
حتی شما بعد از توبه، جایگاه قبلی خودتان که طیب بوده اید را بدست می آورید. این وعده ای است که خدا به شما داده است. آیه 71 سوره ی فرقان داریم: خدا گناهان توبه کننده را به خوبی تبدیل می کند. سوره ی مریم آیه 61 داریم: خدا توبه کننده را وارد بهشت می کند و به آنها ستم نمی شود. اگر توبه واقعی نباشد و انسان فقط استغفرالله بگوید، در روایت داریم که این توبه تمسخر خداست .
اگر در اسلام زن و مرد برابر هستند چرا دیه زن نصف دیه مرد قرار داده شده است ؟
پاسخ – بر اساس ماده دویست ونه قانون مجازات اسلامی اگر مرد مسلمان عمدا خانم مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص است اما ولی زن باید نیمی از دیه این مرد را بپردازد. این نشان می دهد که دیه خانم نصف دیه مرد است .الان آقایی مرتکب قتل شده اند ، این آقا مسئولیت تامین زندگی خانم و فرزندان خودش را داشته است، دو راه وجود دارد: یکی اینکه آقا را ببخشند که قرآن هم ما را ترغیب به عفو می کند و راه دیگر این است که آقا را قصاص کنند ولی باید نیمی از دیه این مرد را به خانواده اش بپردازند زیرا مرد مسئول خانواده بوده است . بعد از مرگ این مرد خانواده اش نابود می شوند و درآمدی ندارند .این نصف دیه که به ورثه ی قاتل می رسد می تواند هزینه ی زندگی خانواده مرد را تامین کند . حالا اگر زنی کشته بشود، چون زن مسئول پرداخت هزینه های خانواده نبوده است و اگر زن را قصاص کنند برای خانواده اش مشکلی پیش نمی آید، نباید دیه ای به خانم پرداخت بشود .چون ما به احکام اسلام آگاهی نداریم موضع گیری های اشتباهی می کنیم . در اینجا هم نفع زن در نظر گرفته شده است . احکام اسلام حکمت دارد و برای سعادت زندگی ماست. اینها ارتباطی به ارزش زن و مرد ندارد، اینها مسائل اقتصادی و جسمی است .دیه در فارسی به معنای خون بها است . به تعبیر قرآن خون یک انسان برابر خون همه ی انسانها است. دیه شخصیت های بزرگ اجتماعی،علمی،سیاسی و... با دیه یک فرد کارگر مساوی است و فرقی ندارد. پس بحث ارزشی نیست .در اسلام جایگاه یک فرد عالم از یک فرد بی سواد بالاتر است. پس دیه ربطی به شخصیت خانم ندارد.
آیا این درست است که در اسلام زن نمی تواند قاضی باشد و اگر این درست است آیا این تبعیض نیست ؟
پاسخ – ما الان در کشورمان قاضی ارجاع احکام و قاضی بمعنای ابلاغ قضایی خانم داریم ولی قاضی خانم که در صدور حکم استقلال داشته باشد را نداریم . این بحث بین فقیهان شیعه و عالمان اهل سنت اختلاف است ولی قول مشهور این است که زن نمی تواند قاضی بشود .منصب قضا حق نیست بلکه تکلیف است . خداوند این تکلیف را از دوش زن برداشته است .پس اینکه زن نمی تواند یعنی لازم نیست نه اینکه حق ندارد . زن روح لطفی دارد و فضای دادگاهها یک فضای ویژه ای است و سر و کار آنها با دزد و قاتل است و ممکن است که این به روح لطیف زن لطمه بزند .این کارها روی روح و روان خانمها اثر  می گذارد و دیگر اینکه خانم ها شدت عواطف دارند و ممکن است که این شدت عواطف روی حکم اثر بگذارد و حقی پایمال بشود.
ممکن است که این سوال پیش بیاید که چرا در خیلی از کشورهای دنیا زنان می توانند قاضی بشوند و درصد اشتباهات شان هم کم است؟ این خانم ها بر احساسات شان غلبه کرده اند یا احساسات را در درون خودشان کشته اند و یک مرد به تمام معنا شده اند. جالب است که این مادران به بچه هایشان شیر نمی دهند زیرا می دانند انتقال احساسات از طریق شیر دادن به بچه منتقل می شود.
الان در غرب خانمی هست که می گوید من در کارم مثل یک مرد هستم و احساسات بر من غلبه نمی کند ولی وقتی به خانه می روم یک مادر و همسر پر ازعواطف می شوم .این قانون را نقض نمی کند زیرا قوانین الهی کلی هستند و استثنا قانون کلی را نقض نمی کند. قوانین کلیت دارند ولی عمومیت ندارند .
شغل روی روح و روان انسان تاثیر می گذارد. ممکن است که در بیمارستان فردی در کنار پرستارخانمی فوت کند و پرستار بگوید که بیمار فوت کرده است ، حالا برویم چای بخوریم . این برای خانم خیلی خطرناک است و خانم باید کارش را عوض کند . مرد هم باید از این کار متاثر بشود . اگر زن نخواهد از فوت فردی متاثر بشود ،این اثر بدی روی روح و روان او می گذارد. چه لزومی دارد که خانم کارهای سخت را انجام بدهد . مثلا راننده ی کامیون بودن با روح زن منافات دارد. زن توانایی هر کاری را دارد . البته در اینجا هم استثنا وجود دارد . البته برای این مشاغل منع شرعی وجود ندارد .