گلبرگ 91/03/04

91/3/4
سوال – من عاشق آقایی شده ام که دوست دخترهای زیادی داشته است و می گوید آنها را رها کرده است . من با این مسئله کنار آمده ام ولی خانواده ام بی دلیل مخالفت می کنند .راهنمایی بفرمایید .
پاسخ – من از این دختر خانم سوال می کنم که شما فکر می کنید که خانواده ی شما بدون دلیل دارند مخالفت می کنند. بنظر من دغدغه ی آنها جدی است . آنها بدون دلیل مخالفت نمی کنند و دلیل جدی دارند . اگر ایشان اصولی به خواستگاری شما می آمدند، بعد که فرایند خواستگاری شکل می گرفت و شما اطلاع پیدا می کردید که این آقا قبلا با خانمی ارتباط داشته و سالها آن ارتباط را قطع کرده است ،و شما می دیدید که ویژگی های این آقا خوب است ، در اینجا جای تامل ، گفتگو و مشاوره وجود داشت .ممکن بود که ما مشاوران پدر و مادر شما را مجاب می کردیم که با ازدواج شما مخالفت نکنند ولی این اتفاق نیفتاده است و شما عاشق شده اید و قبلا ارتباطی داشته اید، این ارتباط عاطفی جدی بوده است و عشق آتشینی در شما ایجاد شده است ، ما خاطر آسیب ها ،با این ازدواج مخالف هستیم .آفت عشق آتشین شما این است که با توجه به اینکه شما می دانید او دوست دخترهای متعددی داشته است، با این مسئله کنار آمده اید زیرا کر و کور شده اید . شما الان عاشق هستید و این آقا معشوق است و عاشق نقاط منفی معشوق را نمی بیند .ممکن است که شما الان بگویید این آقا خیلی جذاب بوده است که این همه دختر با او دوست شده اند و این را یک نکته ی مثبت ببینید ، بعدا که شما ازدواج کنید نقش ها عوض می شود یعنی نقش آقا      می شود شوهر و نقش خانم می شود زن شوهردار . خدا در وجود زن حس تملک قرار داده است که این حس باعث می شود که بعد از ازدواج دنیایی از فکر و خیال به فکر شما بیاید . شیطان قسم خورده که از وقتی بین خانم و آقا  صیغه ی محرمیت جاری می شود،آنقدر بین آنها اختلاف بیندازد که آنها را به جدایی بکشاند، پس شیطان دست بکار می شود و شما شک می کنید که نکند او الان هم با دخترها ارتباط دارد. مثلا اگر شما در جایی ببینید که او با فامیل هایش صحبت می کند شما فکر می کنید که او قبلا دوست او بوده است. اگر آقا در تعاملاتش تدبیر نداشته باشد ممکن است که شیطان فضاهایی را ایجاد بکند .شما در اینجا دیگر نمی توانید با آقا کنار بیایید زیرا اینجا دیگر عنصر عشق قوی وجود ندارد و زندگی تان نابود می شود. شما سعی کنید به حرف پدرتان گوش کنید. عاقلانه ازدواج کنید عاشقانه ازدواج کنید.
ممکن است خانمی پیدا بشود که حس تملک کمتری داشته باشد ولی این یک حس عمومی است .این حس را خدا قرار داده است و این عاملی برای حفظ مرد از انحرافات است .حس تملک خوب است و باعث می شود که مرد شما منحرف نشود. این حس در تمام خانم های دنیای وجود دارد. حس تملک ربطی به ایمان انسانها ندارند .حضرت ساره همسر حضرت ابراهیم با اینکه ایمان داشتند ، وقتی حضرت ابراهیم با هاجر ازدواج کرد تحملش برای او سخت شد. بخاطر همین دلیل حضرت ابراهیم با هاجر آنجا را ترک کردند . پس این حس تملک را خدا در خانم ها قرار داده است .حرف یک خانم عاشق ملاک نیست .
حالا یک وقت این مشکل برای آقا پیش می آید که عاشق خانمی شده و بعد متوجه می شود که خانم رابطه هایی با آقایان داشته است، این مورد خیلی خطرناک تر است . خدا در وجود مرد حسی بنام ناموس پرستی قرار داده است که مشابه حس تملک خانم است ولی شدت درجه ی آن خیلی زیاد است .در ضمن خدا ویژگی غیرت را در مرد قرار داده است ، تصور اینکه زن این آقا با آقایانی بوده است ،نظام زندگی مرد را بهم می ریزد. اگر آقایی عاشقی خانمی بشود که می داند با آقایی پیامکی ارتباط داشته است ، اگر ازدواجی صورت بگیرد، این آقا می تواند در ذهنش ارتباطات مختلفی را به تصور بکشاند و با خودش      می گوید که ممکن است که این خانم رابطه هایی بجز پیامکی با آقایان داشته است و به من نگفته است و این اثر منفی می گذارد و باعث فشار روحی مرد می شود و دچاراختلال میل جنسی کم کار یا انزجار جنسی می شود.     
سوال – دیه یک پسر دوساله در مقابل یک خانم دکتر چهل ساله، دوبرابر است. نظر شما در این مورد چیست ؟
پاسخ – قوانین الهی کلی هستند .حکمت دو برابر بودن دیه مرد نسبت به زن این است که مرد سرپرست خانواده است و اگر کشته بشود خانواده اش بی سرپرست می ماند. ما استثنائاتی هم داریم ولی اینها قوانین کلی را نقض نمی کنند. دلایلی که ما برای حکمت های الهی می آوریم ، درحد فکر بشری است و ممکن است که حکمت کارهای پروردگار چیز دیگری باشد . احکام الهی تابع مفاسد و مصالح بشری است که ما همه ی آنها را نمی دانیم و عقل محدود بشری به آن نمی رسد و این در حیطه ی علم خدا است و ما پنجاه سال قبل بعضی از حکمت های الهی را نمی دانستیم ولی الان به آن رسیده ایم و ممکن است که در آینده به حکمت های بیشتری برسیم و دلایل علمی آنرا بفهمیم .ما این حکمت هایی را برای جوانان که ذهن شان خالی از احکام دینی است می گوییم تا آنها بدانند که احکام الهی حکمت دارد و ایمان شان قوی تر بشود. خدا می فرماید به خیلی از چیزهایی که نمی دانید تقوا داشته باشید زیرا عقل ما به تمام حکمت های الهی نمی رسد پس ممکن است که در مورد دیه هم حکمتهایی وجود دارد که ذهن ما به آن نرسیده است .
سوال – اگر یک زن سرپرست خانوار را بخواهند قصاص کنند چرا نیمی از دیه را به خانواده اش نمی دهند زیرا همان مشکلی که برای فرزندان آقا پیش می آید برای خانواده خانم پیش می آید ؟
پاسخ – مرد که سرپرست خانواده است شرعا مخارج همسر و فرزندان بر او واجب است ولی بر زن واجب نیست و اگر زنی مخارج فرزندان را بدهد وظیفه ای ندارد و دارد تفضل می کند و زن در اینجا تکلیفی ندارد و خدا هم حقی به او نداده است .اسلام بن بست ندارد و اسلام برای این مورد هم راه حل دارد . اگر چنین اتفاقی بیفتد و زن را قصاص کنند و فرزندان کسی را نداشته باشند که نیازهای آنها را برآورده بکند، حاکم اسلامی باید از دولت زندگی آنها را تامین کند. قانون اسلامی یک قانون کلی است و مواردی آنرا نقض نمی کند.   
سوال – چرا در اسلام حق طلاق به مرد داده شده است که بتواند این قدر ظلم بکند و  زن هم نتواند طلاق بگیرد ؟
پاسخ – بر اساس ماده 1133 قانون مدنی ایران حق طلاق بدست مرد است یعنی مرد همسرش را طلاق می دهد. در مورد حق طلاق ما پنج فرض داریم : یکی اینکه نه مرد و نه زن ، هیچ کدام حق طلاق نداشته باشند که این منطقی نیست زیرا ممکن است زمانی لازم باشد که زن و مرد از هم جدا بشوند،دیگر اینکه خانم و آقا با اشتراکت حق طلاق داشته باشند که این هم بن بست است ، دیگر اینکه با استقلال حق طلاق داشته باشند که این شیوه الان در غرب است .این باعث می شود که آمار طلاق خیلی زیاد بشود و علتش هم این است ، دیگر اینکه حق طلاق بعهده ی خانم باشد دراینجا هم آمار طلاق زیاد می شود زیرا زن شدت عواطف دارد .الان بیشترین متقاضیان طلاق خانم ها هستند .در ایام عادت ماهیانه خانم ها بیشتر تقاضای طلاق می دهند و دیگر اینکه حق طلاق با آقا باشد .درست است که حق طلاق بدست مرد است ولی اگر خانمی تحت ستم شوهرش باشد بن بست نیست و خانم در این موقعیت راه کارهایی دارد . زن می تواند در اینجا هم طلاق بگیرد یعنی طلاق توافقی یعنی خانم مهریه را می بخشد و آقا هم او را طلاق بدهد و در اینجا آقا مجبور است که پای معامله بیاید . مرد نمی تواند حق طلاق را به زن منتقل کند ولی  می تواند حق وکالت طلاق را از مرد بگیرد . ما طلاق قضایی هم داریم . بر اساس مواد قانونی زن    می تواند طلاق بگیرد، قانون مدنی 1129 می فرماید : اگر مرد از دادن نفقه استنکاف کند زن می تواند به قاضی شکایت ببردو قاضی می تواند او را ملزم کند و اگر این مرد عمل نکرد قاضی می تواند طلاق زن را از مرد بگیرد . قانونمدنی 30 می گوید که اگر ادامه ی زوجیت موجب عسر و حرج  برای زوجه باشد، قاضی می تواند طلاق زن را از مرد بگیرد حتی اگر مرد زن را طلاق ندهد.
ما در بند ب عقدنامه داریم که آقا حق وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر به زن داده است که زن می تواند در دوازده مورد به دادگاه مراجعه کند و بعد از اخذ مجوز از دادگاه و تعیین نوع طلاق خودش را مطلقه کند . واردی مثل جنون ،اعتیاد، استنکاف و خود داری از پرداخت نفقه ،ازدواج مجدد ،سوء معاشرت ، محکومیت آقا بالای پنج سال و...